.: اولین روز زمستان :.
به نام مهربان
1- چقدر جالبه که شب یلدا باعث شده روز آخر پاییز و روز اول زمستون جلوۀ بیشتری داشته باشه.
2- نشستم. روی خاک. خار و سنگ به پام رفت. درد گرفت اما خیالی نبود. باد و خاک می اومد با هم می وزید. می چرخید و می رقصید و به صورتم می خورد. مهم خواص بود که امشب بیش از همیشه شنیدم. بیش از همیشه. فرمودن پیامبر برای ابلاغ پیام وحی برای جانشینی امیر المؤمنین علیه السلام می ترسید. از کی؟ کفار؟ مشرکان؟ فرق دیگه؟ ادیان دیگه؟ نه. از مسلمین می ترسید. از خواص مسلمین بیش از مسلمین می ترسید. چه خوب می ترسید...
3- اینجائیها می خوان بگن یکی مؤمنه می گن نماز خونه، بماند که چه کارهای دیگه ای هم انجام می ده... یادم می افته به خوارج، یادم می افته همین سپاه مقابل امام حسین علیه السلام و تمام افراد مقابل ائمه. نماز خوندن خوبه و یکی از نشونه های دین داری هست، اما کافیه برای سنجش ایمان؟؟؟؟؟؟؟
4- خدایا پناه بر خودت. از تمام آزمایشاتی که پیش پای انسانها می گذاری. خوب و بدش. خیر و شرش. خودت راهبر باش بی زحمت.
5- خدایا ... هیچکی ندونه خودم می دونم هر چه دارم از لطفته نه از لیاقتم یا توانم یا استعدادم. من رو همه جوره شکرگزار نعمتهات قرار بده.قلبی کلامی عملی.
نوشته شده در ساعت 1:17 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |





