تبليغاتX
آبی بی انتها

آبی بی انتها
! حرفهایی که خیلی خصوصی نیستند

.: لطف و تلاش :.

به نام مهربان

همگی یه کف مرتب.

چرا؟

می گم حالا.

اول از همه باید از عزیز دلم، نازنینم، ماه آسمون، آهوی دشت ختن، زینب ، تشکر کنم، که کار اصلاح  -----> من رو به عهده گرفت تا اینکه ...

آها حالا رسیدیم به اصل موضوع:

تا اینکه من داستانم رو سر کلاس بخونم و مورد تشویق عموم قرار بگیرم.

داستان از این قرار بود این جلسه تصمیمم رو گرفتم که حتماً حتماً داستانم رو بخونم.

اولین نفر دانستانش رو خوند. خوب بود، ولی باز هم سیل انتقادات بی مزه و بی ربط ردیف شد. استاد برای اولین بار گفت:" شما لازم نیست تمام نظرات رو مد نظر قرار بدید و تنها به اونهایی توجه کنین که خودتون فکر می کنین به صلاح داستانتون هست."

من کلاً با خودم قرار گذاشته بودم، که به حرف یه سری، هیچ کاری نداشته باشم و نظر بقیه بچه ها رو در نظر بگیرم. اون یه سری اینان:

1-   آقای روانشناس: همۀ داستانها رو با یه سری اصطلاح قلمبه سلمبه روانشناسی که هیچ ربطی هم نداره، نقد می کنه و کلاً دوست داره همه کلاس ساکت بشن و حرفاشو گوش بدن و وقت کلاس رو تلف کنه. داستانهاش هم همه مورد اخلاقی داره و تا حالا دو سه بار استاد ازش در خواست کرده تستهاش رو در یه موردهای دیگه بزنه و وقتی نویسنده شد هر کاری(....) خواست بره انجام بده.

2-   آقای منتقد: یه سری اصطلاحاتی که از اول ترم یاد گرفتیم رو روی برگه نوشته و هیچ داستانی رو تو این قالبهایی که مطرح شده نمی دونه. ته داستانهاش نمی فهمی آخرش چی شد و هنوز منتظری بقیه اش رو بفهمی که چیزی البته در کار نی.

3-   آقای شخصیت پردازی: همیشه بعد همۀ داستان ها می گه "استاد شخصیت پردازی نداشت" یا "استاد اصلاً داستان شده بود؟" که کلی همه بچه ها می خندن (البته اوایل اینجوری نبود آخر ترمی، اینجوری شده).

نفر دوم برای خوندن داستان، من دستم رو بالا بردم، که استاد گفت "مگه شما تا حالا نخوندی؟" که نخونده بودم و کلی حالم گرفته شد. فکر می کرد خوندم و لازم نبود انقدر زحمت بکشم و حرص بخورم. اما بعد نظرم ... حالّا.

باز آقای روانشناس نگذاشت سر جام بخونم و مجبور شدم رفتم پشت میکروفون، 6 خط اول رو که خوندم گلوم خشک، لپامم داغ شده بود و یکمی توپوق زدم، اما به خط 7 که رسیدم دیگه عادی شد. خوندم و بعد نشستم بچه ها کلی دست زدن. نقدها شروع شد:

آقای روانشناس گفت: استاد، آشپزخونه پر نور و مرتب، پالتوی کِرِم، روسری گل گلی، باسلوق، آبنبات ترش، حرف زدن با پسر فال فروش و ... از خصوصیات یه آدم افسرده نیست، ما کلاً دو نوع افسردگی داریم یکی... و یکی هم ...(جای سه نقطه اصطلاح انگلیسیش که الآن یادم نی) که… بلافاصله به استاد گفتم، استاد اصلاً شخصیت من افسرده نیست، یه آدم پیره که یه زمانی سرش شلوغ بوده و به تنهای عادت نداره و حالا تنهاست و می خواد به هر نحوی شده تنهایی و  وقتش رو پر کنه. که استاد تأیید کرد. بعد آقای روانشناس ادامه داد: استاد تلخیص نداشت. سیب زمینی و پیاز و ... مگه کلاس آشپزیه؟ گفتم استاد اینها همه برای تنظیم زمان با دیالوگهای شخصیته که باز استاد تأیید کرد.

نوبت رسید به آقای منتقد: استاد اصلاً شخصیت پردازی نشده بود و معلوم نبود این خانمه، جوونه پیره چیه…، که بچه ها ریختن سرش که موی سفید و سلانه سلانه و به احتیاط قدم برداشتن یعنی چی اون وقت؟؟؟ بعد گفت مقدمه به داستان نمی خورد که استاد رد کرد و گفت شما باید از دید نویسنده داستان رو بخونی، بعد که خیلی منتقد چونه زد گفت خب اصلاً ما مقدمه رو حذف می کنیم، در این لحظه من شاخام در اومد. یه جوری تأیید کار من بود این آخه. بعد هم گفت: مگه زمستون نی اصلاً فضای زمستون رو نشون نداد آفتاب اینجا نقشی نباید می داشت، که بچه ها نزدیک بود برن یه بادمجون زیر چشمش بکارن، همه با هم یه صدا گفتن بعد سه روز برف باریدن خورشید در اومده، پالتو پوشیده، برف تو خیابون نشسته، اینا یعنی چی آخه؟ بعد گفت یعنی که چی به سیب زمینی نگاه میکنه یاد بچه اش می افته که این رو استاد دیگه محکم و با صدای بلند جواب داد: به خاطر اینکه داره غذای مورد علاقۀ دخترش رو درست می کنه.

بعد نوبت رسید به آقای شخصیت پردازی: استاد اصلاً شخصیتهای داستان رو معرفی نکرده بود، بچه ها دادشون در اومد که بابا به جای خالی عنکبوت و گربۀ خال خالی هم اشاره کرد، دیگه چی کار کنه؟؟؟

من هم این وسط فقط می خندیدم.

در نهایت استاد می شه گفت برای اولین بار در تمام این ترم، نظر داد: باید روی تنهاییش بیشتر تأکید می کردی. گفتم استاد وقتی می گه به جای رفاقت با نوه هام باید با گربه و عنکبوت بازی کنم، وقتی می ره تو مغازه ها یه ساعت حرف می زنه، وقتی تو کوچه می ایسته با پسر فال فروش درد دل می کنه نشون می ده می خواد از تنهاییش فرار کنه. یکمی فکر کرد و بعد قبول کرد. بعد هم رو به بچه ها کرد و گفت: ولی داستانشون قوی بود. کسی دیگه نظری نداره؟ سکوت مطلق و بعد هم نگاه تحسین آمیز اطرافیان.

و این شد که من هم ترسم از نقد ریخت هم بهم خوش گذشت و باز می گم تمامش رو مدیون محبت زینبم. بازم می خوام تو این جلسات باقی مونده داستان بخونم.این اولین بارم بود هااااا!

                                                        

 


نوشته شده در ساعت 6:13 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: بانوی نو :.

به نام مهربان دانا

کسی اینجا شعری به این اسم می شناسه " بانوی نو" ؟  فارسی یا انگلیسی یا هر زبان دیگه. به طوری که آخر هر بیت تکرار بشه. بانوی نو، بانوی نو، بانوی نو، بانوی نو ....

حدوداً 7-8 بیت.

اگه یافتین لطفاً اعلام کنین و بنده ای رو از نگرانی در بیارین.

جدّیه ها!!!


نوشته شده در ساعت 0:24 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: خدا هست، فقط بخواه که حسش کنی :.

به نام مهربان شنوا

همین برام کافیه، همین که می بینم حرفم رو می شنوی. همین از سرم هم زیاده.

فکر کن. تو از رگ گردن بهم نزدیک تری، تو من رو از بالا و پایین و چپ و راست و جلو و عقب در بر گرفتی. می شه گفت تو توی منی، و من توی تو. من در آغوش تو ام. تو مثل ابری، نرم و مهربون، تو مثل رودی، جاری و پر تلاطم، تو مثل نوری، گرما بخش و روشن، تو دوست داشتنی ای.

من تو رو دوست دارم، تو هم لابد. دل به دل راه داره، مگه نه؟ تو حرفم رو می شنوی، تو باهام مهرونی، تو هستی و چی مهمتر از این؟

هوام رو داری این رو می دونم، وگرنه حرفم رو گوش نمی دادی. چی؟ اونایی که گوش ندادی؟ نه، یا صلاحم نبوده یا وقتش نبوده. اگه صلاحم نبوده که بهترش رو می دی، اگه وقتش نبوده که درست لحظۀ اصلی به دادم می رسی. مثل همیشه.

دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم. دوست دارم...


پی نوشت:

وقتایی که حالم نمی دونم خوبه یا بده و قاطی پاطیم، یه جایی برای خودم می نویسم. این پست هم یکی از اونها بود و تصمیم هم نداشتم پستش کنم، حسم این بود که حسهام ریا می شه، امشب کارهام زودتر از معمول تموم شد و مجبور شدم برم سر تلویزیون. شبکه ها رو زدم تا رسیدم به شوک، این برنامه رو هیچ وقت ندیدم، باعثش هم احساس نفرت شدید بود، تنها چیزی هم که ازش می دونستم پرداختن به مسئلۀ پرستش چیزی جز خدا بود. امشب اول ندونسته و بعد به زور نشستم چند دقیقه ای ازش دیدم، فقط دلم سوخت، واسه انسان بودنشون-اینکه خدا اشرف مخلوقاتشون کرده، واسه معصومیت از دست رفته شون و واسه گم شدنشون. آخرشم به خدا پناه بردم، مگه چیه، یه لحظه غفلت، قبلاً هم اینو گفته بودم، همه چیز در ثانیه اتفاق می افته که پرت بشی یا نجات پیدا کنی. خلاصه اینکه اینو امشب بعد از شوک تصمیم گرفتم بگذارم. وگرنه هیچ حرفی برای گفتن نداشتم.

.: به خدا و لطفش امید داشته باشیم، این تنها چیزیه که الآن در خطره :.

حق یارتون


نوشته شده در ساعت 1:13 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: ! دنیا چه مهمونی ایه:.

به نام مهربانِ مهربان

تحقیق وسیعی برای ساخت فیلم انجام داده بودن، در مورد علل و عوامل پس گرفتن دعوت یه موجود به این دنیا.

هیچ وقت فیلمهای کیمیایی رو دوست نداشتم، چون تلخ ترین موضوعات رو تو سیاهترین فضاها به نمایش می گذاره. اما حاتمی کیا، موضوع تلخ کشتن جنین و نخواستن بچه(به هر دلیل) رو تو فضایی ساخت که آدم ببینه، بخنده، شکه شه، ... و بعد وقتی از در سینما اومد بیرون، به این فکر کنه که این موجود یه نعمته، یه نشونه اس که نباید از بین بره، و مادری و پدری تو هر سنی و وضعیت اجتماعی، یه وظیفۀ سخت و شیرینه، پر از مشکلات و سختیهای عجیب غریب.

قدر مامان بابا هامون رو بدونیم، به خاطر گذشتی که کردن و ما رو به این دنیا آوردن، به خاطر اینکه هیکل و اعصاب و ریخت و پول و موقعیت و همه چیزشون رو فدا کردن تا ما باشیم و به بهترین وجه ممکن رشد پیدا کنیم.

خدایا نامه:

خدایا سایۀ همۀ مامان بابا ها رو بالای سر این مهمونهای دعوت شده حفظ کن.

نکات فیلم:

-          عشق این فیلم ستودنی بود. عشق زنها به مردها، عشق مردها به زنها، و عشقی که در نهایت باعث گذشت شد.

-          کار خورشید رو دوست داشتم. من می گم خورشید آیندۀ شیدا بود. و شیدا خطای خورشید رو انجام نداد.

-     وقتی دیدم اینهمه بازیگر داره، فکر نمی کردم خوب از آب در آورده باشتش. اما مدیریت و داستانها بسیار تمیز و مرتب بود. حاتمی کیا، یه کارگردان موفقه. بعد از حلقۀ سبز که از ژانر فعالیتش خارج شد، دومین کارش هم عالی بود.

-          کاوه... حاجی...


پی نوشت:

فیلم رو با جنبه ببینین. بعدش هم فکر کنین، به این کار، به این دعوت و به طرف مقابلتون.


نوشته شده در ساعت 0:15 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: وقتی که ضد ارزش، ارزش به حساب بیاد :.

به نام مهربانِ صبور

من بدترین نوعش رو می گم که حساب کار دستتون بیاد. امسال ماه رمضون در مورد قوم لوط یه جمله خوندم که خیلی منو به فکر فرو برد. اولین آیۀ جزء بیستم، 65 سوره نمل، وقتی که با لوط و اطرافیانش و ایمانشون مواجه شدن و دیدن تحت هیچ شرایطی نمی تونن تو گندابی که هستن بکشوننشون، گفتن اینها رو از شهر بیرون کنین، اینها صالح و مؤمن هستند.

یعنی ارزش شد ضد ارزش. و دیده شد که عاقبت کار به کجا رسید. باز هم باید با این ضرب المثل مقابله کنیم که : خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو. نشو آقا نشو...

یا علی مددی...


پی نوشت:

هه شجاعت، واقعاً هم چه شجاعتی ...


نوشته شده در ساعت 1:59 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: فرزند خاک :.

به نام مهربان

چیزی از محتوای فیلم نمی دونستم. برام تعریف کردن مشتاق شدم ببینم.

اولین تصویر زیبای فیلم، رنگهای شاد و شارپ لباس زنها بود. بعد هم بازی مهتاب نصیرپور که برای بازی تو این فیلم، سیمرغ بهترین نقش اول زن رو گرفت.

چندتا بخش فیلم به نظرم جالب اومد. اول به تصویر کشیدن یه قسمت از کتاب نیمۀ پنهان ماه ناصر کاظمی. اونجاییکه بعد از شهادتش زن و بچه اش به کردستان می رن، با استقبال و برخورد گرم مردم مواجه می شن.

دوم جایی که زن ایرانی از زن کُرد ِعراقی می پرسه چه جوری تشخیص می دین این جنازه ها که فقط استخوان هستن، ایرانیه یا عراقی، جوابش جالب بود. اینکه عراقی ها استخوانهای درشت و سیاه دارن بر عکس ایرانیا استخوانهای ظریف و سفید. یادم افتاد به سلیمان، همسفر عراقیمون، که چقدر درشت بود، دستش صندلش انگشترش، کلاً جثه اش. دلم سوخت...

سوم هم یه جمله طلایی داشت. وقتی به پسره گفتن همینجور مادرت رو سپردی به امان خدا و اومدی؟ پسره جواب داد مگه بهتر از خدا هم سراغ دارین؟؟؟

نکتۀ اصلی فیلم هم این بود، انقدر به جنازه های شهدا گیر ندین، شنیدم و خوندم که کلی از شهدا اصرار داشتن از جایی که شهید شدن منتقلشون نکنن، دلشون نمی خواسته از حال و فضاشون بیرون بیان، یا جایی رو روی زمین به اسمشون داشته باشن و اشغال کنن.

آخرش فیلم رو تقدیم کرد به چشمهای منتظر...

خلاصه اینکه من از این فیلم خوشم اومد به خاطر علائق خاصم به یه سری چیز که ممکنه برای هیچ کس ارزشی نداشته باشه.

دلم تنگه...

یا علی مددی.


نوشته شده در ساعت 10:48 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: همه اش بهانه اس :.

به نام مهربان

از آقای فتاحی خوشم نمیاد.

از پسرهای جلف و مسخرۀ کلاس هم.

از خانم مُحِق هم.

اگر اینا نبودن با ذوق بیشتری می رفتم.

اصلاً دلیل برای نخوندنم رو پیدا کردم.

وقتی می بینم من از یه داستان لذت بردم و هیچ عیبی توش نمی بینم و به راحتی تمام جملات رو فهمیدم و تا آخر با ذوق گوش دادم، میاد سه صفحه نقدش می کنه، می گم خب چه فایده داره بیام بخونم، وقتی نظراتش رو اصلاً قبول ندارم.

از یه طرف هم می گم خب اینها هم، یه جور مخاطبن.

اما بعد می گم خب من باید حرف مخاطبی که با فکرش موافقم رو بپذیرم.

بعد می گم خب پس بقیه چی؟ اونوقت نوشته هام گروه بندی می شه. یا تاریخ مصرف دار. اگه همه با هر سیقه ای بپسندن اون موقع هست که کار درسته.

بعد می گم خب من که نمی تونم نظر همه رو جلب کنم. همون یه نفر هم درست بشینه بخونه و من رو بفهمه کافیه...

دیگه هی اینور مغزم با اون ور مغزم تو سر و کلۀ خودشون می زنن. آخرشم خسته می شم از اینهمه اما و اگر و ... و می رم سر نقطۀ اول، خب یه چیز خوب بنویسم که سر کلاس بخونم و دوباره جنجال اینور مغز با اونور مغز(احساس و منطق) شروع می شه که خب برای کی بخونی و ...


پی نوشت:

مرگ چیز دیگه ایه...

 


نوشته شده در ساعت 11:11 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: حس سادگی - مهربانی - شرافت :.

به نام مهربان

پر از گره و گره گشایی.

پر از ارزشهای انسانــی.

پر از واقعیات تلخ و شیرین.

پر از احساسات رقیق و لطیف انسانی.

پر از محبت و مهربونی انسانها به هم.

پر از تصاویر و رنگهای شگفت آور و زیبا.

پر از کادربندی های محشر.

پر از فن و هنر و تکنیک.

در یک کلام:

پر از تمام چیزهایی که آدم می تونه از دیدنش حسابی لذت ببره.

" آواز گنجشکها"ی مجید مجیدی...

از دست ندینش...


نوشته شده در ساعت 10:54 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء سی ام _ عید فطر مبارک :.

 

الحمدلله

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای قنوت نماز عید فطر: ای خدا من از تو درخواست می کنم بهترین چیزی را که بندگان شایسته ات از تو درخواست کردند، و پناه می برم به تو از آنچه بندگان صالحت به تو پناه بردند. الهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

سورۀ عبس:

یکی از بهترین استارتهای نویسندگی. شروع با قید حالت و ایجاد گره. 1) روی ترش کرد و رخ برگرداند. 2) برای اینکه مرد کوری نزد او آمد.

سورۀ انفطار:

5: هر کس می داند چه چیز پیش فرستاده و چه چیز وا پس گذاشته...

سورۀ اعلی:

10-11: زود پند گیرد کسی که می ترسد، و بدبخت ترین مردم از آن پند و اندرز اجتناب نموده و دوری کنند.

سورۀ فجر:

23: در آنروز دوزخ آورده شد، و در آن روز آدمی پند گیرد، ولی دیگر چی سودی دارد؟؟؟

سورۀ بلد:

4-5: به درستی که آدمی را در رنج و مشقت آفریدیم. آی آدم فکر نمی کنی هیچ کس بر من قدرت و توانایی ندارد؟( به یاد بیاریم= تنها تورا می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم سورۀ حمد آیۀ 4)

12-15: عقبه چیست؟ گذرگاهی سخت است پر از پاداش. آزاد کردن بنده، اطعام ایتام و مساکین.

سورۀ شمس:

6: رستگار است کسی که نفس خود را پاکیزه نگهدارد.

سورۀ قدر:

ارزش شب قدر بهتر از هزار ماه است، که فرشتگان در آن شب به فرمان پروردگارشان تا سپیدۀ صبح بر مؤمنین سلام و درود فرستند.

سورۀ ماعون:

4-5-6: وای بر نمازگزاران، آنان که نمازشان را کوچک می شمرند ( در ادایش سهل انگارند)، آنان که با آن ریا و خودنمایی می کنند.

                                      و صل الله علی سیدنا محمد و آل محمد

همراهان خوب : طاها موحد امین


پی نوشت:

خب ماه رمضان تموم شد، عید فطر هم رسید، تفسیرمون هم تموم شد. چندتا مورد رو دوست داشتم تو آخرین پی نوشت ذکر کنم.

  • اول اینکه برای کسی که این طرح رو ریخت و ما رو به انجامش دعوت و بعد تشویق کرد، همین الآن بهترین دعایی که بلدین رو به زبون بیارین. و برای طاها و برای امین و برای مریم و برای پولاریس که یا علی گفتن، یا تا آخر همراه بودن، یا بلاخره یه گوشۀ کار رو گرفتن چه با نظراتشون چه با تفاسیرشون. و برای هم که اومدین و خوندین. 
  • ماه در غل و زنجیر بودن شیطان بود، به کارهای بدی که تو این ماه انجام دادین کمی فکر کنین، نمی تونین بندازینش گردن شیطان. باید کلی رو خودمون کار کنیم...
  • تو این تفاسیر کدوم دسته از مطالب براتون جالب تر بود؟ احکام، سرگذشتها و داستانها، اخلاق، ذکر نعمتها، آینده نگری، چی؟ و کدوم بخش براتون جالب بود و تو ذهنتون نقش بست. هزار الله اکبر بلاگفا جا داره و می تونین کلی نظر بنویسین. فقط فبل از فرستادن، کپی کنین که بعد دلتون نسوزه.
  • حالا دیگه وقتشه که دعا کنیم و تشکر. خدایا ممنونیم که امسال بودیم. توفیق عبادتت رو بهمون دادی، توفیق روزه داری، توفیق سلامتی و همونطور که خودت گفتی از پس شکرت بر نمیام. خدایا بهمون توفیق بده اونچه که حالا می دونیم و نمی دونستیم اگر خوب بود رو عمل کنیم و اگر بد بود دیگه دنبالش نریم. خدایا ما رو به راه راست هدایت کن، راه کسایی که بهشون نعمت دادی، نه گمراهان و نه غضب شدگان. خدایا... الهم عجل لولیک الفرج.

طاعات و عباداتتون قبول.

 


نوشته شده در ساعت 1:36 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و نهم - 1 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و نهم : خدایا در این روز مرا برحمت بی پایانت بپوشان، و در این روز توفیق و عصمت را روزیم بخش و دلم را از تاریکیهای تهمت پاک گردان، ای مهربان به بندگان با ایمانت.

سورۀ ملک :

5: آسمان دنیا را بچراغها، زینت داده و آراسته گردانیدیم، و آن چراغها را وسائل دور گردانیدن شیاطین قرار دادیم.

12: کسانی که در پنهانی از خدایشان می ترسند، برای ایشان مغفرت و آمرزش و مزد بزرگ است.

سورۀ حاقه:

6-7: باد سهمگینی که برای عذاب قوم عاد فرستاده شد، بسیار سرد بود و هشت روز و هفت شب بر آنها وزید.

سورۀ معارج:

4: رستاخیز 50 هزار سال ِدنیایی، به طول می انجامد. (یه چشم به هم زدن...)

سورۀ نوح:

28: دعای حضرت نوح:  پروردگارا مرا و پدر و مادرم را و هر که به خانۀ من با ایمان وارد شده از زن و مرد، ایمان ببخش و ستمکاران را جز به هلاک و نابودی نیفزا.

سورۀ جن: (حتماً بخونین)

داستان از زبان یکی از جنیان که به محضر پیامبر می رسن و به آیات قرآن گوش می کنن و مسلمان می شن بیان شده. جن می گه: ما پس از شنیدن آیات قرآن شگفت زده شده و ایمان آوردیم. جمعی از آدمیان به جنیان پناه می برند و در حق خود ظلم می کنند، زیرا که جن جز گناه و زیان به آنها نمی رساند. سعی کردیم به آسمان بریم، زبانه های آتش آسمانی(شهابهای آسمانی) مانع ورود ما شدن، چون ما می نشستیم و به سخنان ملائکه مخفیانه گوش می دادیم و حالا با این شهابها راهمان بسته شده.

برخی از ما صالح و درستکارند و برخی نه و ما یقین داریم که دستی ورای دست خدا نیستیم و در برابرش عاجزیم. ما که صالح و مؤمنیم راه راست و صحیح را برگزیده ایم. (شنیده بودم تو اتاقی که قرآن تلاوت می شه، یا ذکر خدا یاد میشه جنیان حضور ندارن، حالا به این نتیجه رسیدم جنیان ناصالح نیستند و اگر باشند این جنیان صالح و مؤمنند و همکلامیم و مشکلی با هم نداریم. J)

27: خداوند از غیب و نهان هیچ کس را آگاه نکرد و مگر رسولش و فرستاده ای که برای او از جلو و پشت(همه طرف) نگهبانی(از فرشتگان) قرار داده است.

سورۀ مزمل:

2-3: مدت زمان عبادت در نیمه شب: نصف یا 3/1 از هر شب.

4: قرآن را نیکو، آرام و با تأنی قرائت کنین.

20: ضرب المثله هست می گه: "بشین بزن، بخواب بزن، وایسا بزن، تو فقط این پنبه رو بزن! " حالا اینجا میگه: تو پاشو نصف شب نه اصلاً یک سوم شب، اصلاً دم اذان صبح، فقط پاشو و عبادت کن. بعد که پاشدی هر سوره ای برات راحته رو بخون، فقط بخون...

بعد هم می گه، درکتون می کنم، مریضین، مسافرین، تو جنگین، تو غربتین، باشه قبول، گفتم دیگه، هرسوره ای که دوست داشتین و براتون راحته رو بخونین، زکات هم بدین، قرض هم بدین به بهترین وجه، منم پاداش بهتون می دم، هواتون رو دارم، اصلاً می آمرزمتون، نگران نباشین مگه اسمم آمرزندۀ مهربان نیست؟؟؟

سورۀ دهر:

این سوره بعد از اطعام فقیر و یتیم و اسیر توسط امام علی، حضرت زهرا و حسنین صل الله علیهم نازل شده. جملۀ زیبای " برای رضای خدا و بدون اجر و مزد " تو این بخش تأثیر گذاره. تو اون گرسنگی، تو اون وضع و حال. فقط آب افطار بود. و بعد هم پاداش اخروی شون رو شاهد هستیم. آیات 6-22.

سورۀ مرسلات:

وای در آن روز بر تکذیب کنندگان.

همراهان: طاها موحد امین


پی نوشت:

الله اکبر. ولله الحَمدُ. الحمد لله علی ما هدانا. شکر و سپاس، خدایا ممنونتیم به خاطر نعمتهایی که بهمون دادی، سلامتی، توفیق، روزه داری و ... انشاالله که بخشیده شدیم؟ ما که امیدواریم...

عید فطر بر روزه داران و پرهیزکاران مبارک

 


نوشته شده در ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و هشتم _ 2 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جزء بیست و هشتم : خدایا بهرۀ مرا در این روز از خوبیها وافر کن، و مرا در این روز به آماده کردن خواستنی ها گرامی دار و وسیلۀ مرا از میان و سیله ها در این روز بدرگاهت نزدیک گردان. ای که اصرار، اصرار کنندگان او را مشغول نسازد.

سورۀ مجادله:

11: یه جا نشستین بهتون گفتن جا باز کنین که بتونن بشینن، این کار رو بکنین تا خدا برای شما گشایش ایجاد کنه (مثلاً صف نماز حرم امام رضا). یا هر وقت بهتون گفتن بلندشین، این کار رو بکنین تا خدا شما رو بلند پایه سازد(مثلاً تو اتوبوس).

19: کسانی که خدا را فراموش کنن، خدا فراموششون می کنه، و آنها از بیرون رفتگان راه حق و حقیقت هستند.

21: اگر قرآن برای کوه فرستاده می شد کوه شکافته می شد.......

سورۀ صف:

2: چرا به حرفی که می زنین عمل نمی کنین؟؟؟؟؟؟؟

جمعه:

9: توصیه به "نماز جمعه". خرید و فروش را رها کنید و سعی و کوشش کنید و نمانید و بروید.

سورۀ منافقون:

9: دارایی ها و فرزندانتان شما را از یاد خدا دور نکند و باز ندارد، هر که این کار را کند، از زیانکاران است.(به زینب: اونی که می خواستی این میتونه باشه؟؟)

سورۀ طلاق:

تمام سوره در مورد احکام طلاقه و چقدر خدا تلاش میکنه برای پیوند، حتی در زمان عده. بلکه محبتی ایجاد بشه، بلکه کوتاه بیان، بلکه فکر کنن. بلکه.... البته اگر راهی مونده باشه...

مرتبطها طاها موحد امین

خدایا نامه:

امشب، نه. همیشه، برای هم فقط یه دعا کنیم، اینکه خدا آخر و عاقبتمون رو ختم به خیر کنه.

خیلی مهمه. فقط یه ثانیه، یه نگاه، یه حرف، یه کار، همه چیز رو می تونه خراب کنه و همونها می تونه همه چیز رو درست کنه.  خدایا...


پی نوشت:

شاید فردا شب،....، ماه رمضون تموم شه.


نوشته شده در ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و هفتم _ 3 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و هفتم: خدایا در این روز فضل شب قدر را روزی کن و در این روز، کارهای مرا از دشواری به آسانی برگردان و معذرت خواهی من را بپذیر و بار گناهانم را از دوشم فرو ریز، ای مهربان به بندگان شایسته.

سورۀ ذاریات:

56: جن و انس را نیافریدیم، مگر آنکه عبادت کنند و بپرستند.

سورۀ قمر:

1: دو پاره شدن ماه، به عنوان معجزه حضرت محمد صلوات الله علیه.

53: در نامۀ عمل، هر کار کوچک و بزرگی از اعمال نوشت شده است.

سورۀ الرحمن:

6-33: بر شمردن نعمتهای خدا و بعد : پس به کدام نعمتهای پروردگارتان شما جن و انس تکذیب می کنید؟!

33: اگر می توانید از نواحی و کناره های آسمان و زمین بیرون روید، نمی توانید بیرون روید.

35-45: عذاب ایمان نیاورندگان و توصیف جهنم بعد : پس به کدام نعمتهای پروردگارتان شما جن و انس تکذیب می کنید؟!

46-78: کاملترین توصیفات بهشت بعد : پس به کدام نعمتهای پروردگارتان شما جن و انس تکذیب می کنید؟!

سورۀ واقعه:

57-72: سوالهای خدا از ما که بهتر فکر کنیم. کلی استفهام انکاری...

مرتبطها : طاها موحد امین


پی نوشت:

این جزئهای آخر بیش از هر جزء با وصف بهشت و جهنم مواجهیم چرا؟


نوشته شده در ساعت 0:42 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و شش _ 4 :.

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و ششم: خدایا در این روز کوششم را بپذیر و گناهاهم را ببخش و اعمالم را قبول کن و عیبم را پوشیده گردان، ای بهترین شنوای دعای خلق.

سورۀ محمد:

22-23: کسانی که خدا از خیر و نیکی بی بهرۀ شان کرده: کسانی که امیدوارند حاکم و فرمانروا شوند و در زمین فساد کنند و با خویشاوندانشان قطع رابطه کنند.

31: آزمایش می شوید تا از بین شما جهادگران و صبر کنندگان مشخص شوند. گفتارتان با عملتان آزمایش می شود.

35: کوتاه نیامدن در برابر کفار- سست نشوید و بسوی صلح و آشتی و موافقت و سازش نروید در حالی که شما بالاترید و خدا با شما  است.

سورۀ فتح:

29: اثر بندگی در چهرۀ عابدین مشخص است. (همون جریان :"نور بالا می زنی!")

سورۀ حجرات:

6: اگر دروغگویان برایتان پیغام و خبر آوردند، تأمل نموده و بیندیشید.

11: یکدیگر را به لقب زشت نخوانید.

12: غیبت کردن و پشت سر دیگران حرف زدن، مثل خوردن گوشت برادر مردۀ تان است. دوست دارید؟

سورۀ ق:

7: در این آیه از گیاه به شادی بخش یاد شده.

سورۀ ذاریات:

23: سوگند به پروردگار آسمان و زمین. البته روزی شما حق و ثابت و پابرجاست.(قسم رو ببین!)

مرتبطها: طاها موحد امین


نوشته شده در ساعت 1:0 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و پنجم _ 5 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و پنجم: خدایا مرا در این روز دوستدار خود و دشمنی دارندۀ دشمنانت بگردان، در آن حال که عمل کننده باشیم بطریقۀ آخرین نفر پیغمبرانت ای نگهدارندۀ دلهای پیغمبران.

سورۀ شوری:

30: آنچه مصیبت و اندوه که به شما می رسد، بسبب چیزیست که دستهای شما کرده و خدا از بسیاری در گذرنده است.

38: توصیه به مشاورت با دیگران و کنکاش در کارها و مابقی دستورات مؤکد خداوند که قبل ذکر شده.

40: کسیکه عفو کند و در گذرد و به اصلاح و آشتی گراید، اجر و مزدش با خداست.

42: ملامت و سرزنش شایستۀ افرادی است که به مردم ظلم و ستم می کنند و در زمین به نا حق فساد و تبهکاری و سرکشی می کنند.

سورۀ دخان:

20-21: به پروردگار خویش و پروردگار شما پناه می برم اگر دشنام دهید _ ایمان نیاوردید. ( خدا به دادت برسه اون وقت)

مرتبطها: طاها موحد امین


پی نوشت:

به محبوبه: امروز به سورۀ زخرف که رسیدم یه ساعت داشتم می خندیدم.;) از دست تو...


نوشته شده در ساعت 0:57 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و چهارم _ 6 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و چهارم: خدایا در این روز، عملی که ترا خوشنود کند را درخواست می کنم و از عملی که ترا ناپسند است به تو پناه می برم و در این روز از تو توفیق می خواهم برای اینکه تو را فرمان ببرم و نافرمانیت نکنم، ای بخشش کننده به درخواست کنندگان.

سورۀ غافر:

19: خدای تعالی خیانت کردن و نگاه کردن زیر چشمی چشمها و آنچه که در سینه ها پنهان می دارند را می داند.

55: صبر و شکیبایی کن، که البته وعدۀ خدا  حق و درست است و برای چیزی نسبت به شأن تو گناه شمرده می شود، آمرزش بخواه و بشامگاه و بامداد تسبیح گوی پروردگارت باش و او را منزه و پاک بشمار.

سورۀ فصلت:

9-12: آفرینش زمین در دو روز _ آفرینش آسمانِ هفت طبقه، از بخار آب و گاز در دور روز و قرار دادن ستاره ها که زیبایی بخش آن باشند و حفظ کردن آسمان از ورود جنیان و شیاطین.

46: هر که کار شایسته انجام دهد، سود آن بر او می رسد، هر که کار بد کند بدی به آن بر خود اوست.

مرتبطها: طاها موحد امین


پی نوشت:

فردا روز قدسه! می دونین که!


نوشته شده در ساعت 1:22 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و سوم _ 7 :.

 

دعای روز بیست و سوم: ای خدا در این روز مرا از گناهان پاکیزه گردان، و از هر عیب و نقص پاکیزه ساز، و دلم را در این روز با قلبهای با تقوا آزمایش کن. ای پذیرندۀ عذر لغزشهای گناهکاران.

سورۀ یس:

60: ای فرزندان آدم، آیا با شما عهد و پیمان نکردم که شیطان را عبادت نکنید که او دشمن آشکار شماست.(نه عبادت نه پیروی که همان عبادت است)

65: مُهر خوردن بر دهان و بسته شدنش در روز قیامت و شهادت دادن اندام تا بگویند هر کدام چه کرده اند.

سورۀ صافات:

{بیان چگونگی قیامت و تصویر بهشت و جهنم}

83:113: حضرت ابرهیم بتها را شکست و به آتش افکنده شد و آتش به اذن خدا خاموش و سرد شد. از شهر به فرمان خدا خارج شد، فرزندی نیکو و پاکیزه از خدا خواست و خدا اسماعیل را به او داد. اسماعیل بزرگ شد و به قول ما عصای دست پدرش شد، حضرت ابراهیم خواب ذبح اسماعیل را دیدی، با او در میان گذاشت و او گفت: " انجام بده آنچه را که به تو فرمان داده شده است". چاقو گردن اسماعیل را نبرید، گوسفندی از جانب خدا برای ذبح رسید و " سلام بر ابراهیم، این چنین است پاداش نیکوکاران". سپس او را به اسحاق نوید دادیم فرزندانش برخی نیکوکارند و برخی آشکارا بر خود ست.

139-148: قومی که حضرت یونس پیشواشون بود، هدایت نشدند. خداوند وعدۀ عذاب داد و یونس پیش از اذن خدا از شهر دور شد و سوار بر کشتی مملو از جمعت به دریا رفت. وسط دریا، نهنگی به سراغ کشتی اومد و راهش رو بست. (گفتن گناهکاری بین ماست) قرعه بکشیم و ببینیم کیه و اون رو به آب بیندازیم. سه بار قرعه کشیدن و هر سه بار اسم حضرت یونس در اومد. به آب انداخته شد و بلافاصله هم نهنگ او را بلعید. از لحظه ای که وارد شکم ماهی شد شروع به تسبیح خدا کرد و ذکر گفت، تا اینکه بعد از 40 روز، خدا فرمود "اگر من رو یاد نمی کردی، تا قیامت باهات کاری نداشتم"، حالا، به نهنگ فرمان داد که یونس رو به ساحل برسونه. یونس وقتی به ساحل رسید ضعیف و بیمار بود. به اذن خدا بوتۀ بزرگ کدویی برایش رشد کرد که هم از سایه و هم از میوه اش استفاده کند. پس از آن به میان قومش برگشت که بیش از صد هزار نفر بودند و آنها همگی به او ایمان آوردند.

سورۀ ص:

30-40: حضرت سلیمان- امتحان(ترس از جنیاین برای صدمه زدن به فرزندش و در نهایت توبه)- غواصی جنیان برای بدست آوردن مروارید و مرجان_ ساخت کاخها توسط آنها.

41-44: حضرت ایوب _ صبر در برابر مشکلات و کمک خواستن از خدا_ پاداش خدا = هر آنچه گرفته بود دو برابر به او بازگرداند.

سورۀ زمر:

10: اجر و مزد صبر کنندگان بی حساب و شمارش است. (اینجا در رابطه با سختی های هجرته اما فکر می کنم عمومیت هم داشته باشه)

23: خدا نیکوترین سخن را فرو فرستاد، در حالیکه آن نیکوترین سخن کتابی است که آیات آن مانند یکدیگر و مکرر است_ از آن کتاب، پوستهای آنانکه از (عذاب) پروردگارشان می ترسند می لرزد، پس دلهاشان به یاد خدا نرم و آرام می شود_ آن کتاب راهنمای خداست و با آن هر که را بخواهد هدایت می کند و کسی را که خدا گمراه سازد برای او هیچ راهنمایی نخواهد بود.

 مرتبطها: طاها  امین


نوشته شده در ساعت 1:2 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و دوم _ 8 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و دوم: ای خدا در این روز به روی من درهای فضل و کرمت را بگشا و بر من برکاتت را نازل فرما و بر موجبات رضا و خشنودیت موفقم بدار و در میان بهشتیانت مرا مسکن ده، ای پذیرندۀ دعای مضطر ِپریشان.

سورۀ احزاب:

33: آیۀ تطهیر. در رابطه با اهل بیت: پیامبر اکرم صلوات الله علیه، امام علی علیه السلام، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، حسن بن علی علیه السلام و حسین بن علی علیه السلام. (حدیث کساء توضیحاتش رو داده. تو مفاتیح.)

35: مغفرت و مرحمت خدا از آن مردان و زنانیست که : فرمانبر احکام خدا و رسولند.

ایمان آورنده به خدا و رسولند.

پیروی کننده از خدا و رسولند.

راستگو هستند.

فروتن هستند.

بخشنده هستند.

روزه دارند.

پاکدامن هستند.

خدا را زیاد یاد می کنند.

40: حضرت محمد صلوات الله علیه آخرین پیامبر فرستاده شده. 

55: زنان کافر حتی برای زنهای مسلمان هم نامحرمند.(کافر= هر آن کس که غیر خدا را بپرستد).

56: همین دعایی که بعد از هر نماز می خونیم. خدا و ملائک بر پیغمبر خاتم سلام و درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید، بر او سلام و درود فرستید. (صلوات)

59: توصیه به حجاب به جهت آزار ندیدن و نرنجیدن.

سورۀ سبأ:

12-14: باد به فرمان خدا تخت حضرت سلیمان را در آسمان می برد. چشمۀ مس روان(مذاب) داشت که به وسیلۀ آن کاسه ها، حوضها و دیگهایی می ساخت که جز جنیان قدرت جابه جایی آن را نداشتند. جنیان به اذن خدا در خدمتش بودند و عذاب نافرمانیشان (از جانب خدا) به آتش کشیده شدن بود. سلیمان به جنیان فرمان می داد تا ساختمانهای عظیم از جمله قصر، مسجد و کاخ و ... بسازند. اما... اما یک روز همانطور که بالای سر کارگرها (جنیان) ناظر نشسته بود، ملک الموت جانش را گرفت و هیچ کس به اذن خدا متوجه نشد تا یک سال بعد خدا به موریانه فرمان داد چوب دستش را، که به آن تکیه داده بود، از بین ببرد و سلیمان با صورت به زمین خورد. جنیان که تمام یک سال را با دیدن سلیمان که بالای سرشان بود با ترس و لرز به کار خود ادامه می دادند، دانستند که اگر از غیب خبر داشتند اینچنین به زحمت نمی افتادند. (قابل توجه کسانی که دنبال کارگشایی توسط جنیان هستند)

سورۀ فاطر:

22: خدا می شنواند هر آن کس را که بخواهد. (هر که را سزاوار باشد، توفیق می دهد)

32: سه دسته آدمهایی که قرآن بهشون ارث رسیده:

1)      یکسری به خود ستم می کنند. (پیرو کتاب نیستند و معصیت می کنند)

2)      متوسط الحال و میانه رو هستند. (نه در آن سهل انگارند و نه کوشا)

3)      به اذن و فرمان خدا، به نیکوئیها پیشی می گیرند.

که میراث دادن، همون فضل و بخشش از جانب خداست. حالا هر کی بیشتر ارث ببره پاداشش چیه؟ 33: بهشت جاودان با زیور آلات و لباسهای بسیار زیبای حریر و ابریشم و زمان را بدون هیچ رنج و خستگی سپری می کنند.

سورۀ یس:

یس هم مثل طه(یاسین و طاها) از اسامی پیامبر هست. یاسین یعنی "ای شنوندۀ وحی و پیغام". طاها هم از طهارت اومده، اما تو سورۀ طه خدا یه جوری با پیامبر همین اول سوره صحبت کرده آدم دلش ضعف میره. یه داستان کوچیک داره اگه خواستین براتون می گم.

13-29: از این داستان پی می بریم که خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت نشو، هیچ، کمک کن تا راهنمایی بشن، اونوقت خدا مژده بهشت رو بهت می ده حتی اگر هدایت نشدن، و وقتی برای ورود به بهشت، بهت اجازۀ ورود دادن، همچنان دلت می سوزه که چرا به حرفت گوش ندادن و باهات نیومدن تا روزیشون بهشت بشه. (اینه مسلمونی. نه کینه جویی نه زود از کوره در رفتن. دل باید نرم نرم نرم نرم نرم بشه... )

مرتبطها: طاها، موحد و امین

 


نوشته شده در ساعت 10:7 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء بیست و یکم _9 :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیست و یکم: ای خدا در این روز مرا به سوی رضا و خوشنودی خود راهنمایی کن و شیطان را بر من مسلط مگردان و بهشت را منزل و مقامم قرار ده ای برآرندۀ حاجات طالبان.

سورۀ عنکبوت:

46: دستور به برخورد نیک و شایسته با اهل کتاب، مگر آنان که ظلم و ستم کرده اند.

62: خدا روزی را برای هر که از بندگانش که بخواهد فراخ و برای هر که بخواهد تنگ می کند، البته خدا بهر چیز داناست.

{ بیشتر آیات پرسش از مشرکین هست در مورد توحید، می گویند اما باور ندارند.}

سورۀ روم:

آیات و نشانه های خدا :

  • 20: آدم را از خاک آفرید و سپس آدمیان را در زمین منتشر کرد.
  • 21: همسری از جنس خودتان برایتان آفرید و میانتان محبت و دوستی برقرار کرد.
  • 22: آسمان و زمین را آفرید.
  • 22: انسانها را با زبانها و رنگ پوستهای گوناگون آفرید.
  • 23: شب را برای خوابیدن و تسکینتان آفرید.
  • 24: رعد و برق را به نشان باران برایتان آفرید.
  • 24: باران را به جهت سرسبزی و سیراب شدن برایتان آفرید.
  • 25: زمین و آسمان را محکم در سرجایشان قرار داد.
  • 25: برخواستن از قبر در آن زمان که خدا بخواهد.

سورۀ لقمان:

نصیحت لقمان حکیم به پسرش:

1) به شرک رو نیاور.

2) به پدر و مادرت نیکی کن، اگر از راه خدا خواستند دورت کنند، به راه آنها مرو اما همچنان با آنها نیک رفتار باش.

3) هرچه کار نیک و بد کنی، حتی اگر به اندازۀ خردلی باشد محاسبه می شود، مواظب اعمالت باش که خدا ریز بین است.

4)نماز بپا دار و به نیکویی امر به معروف و نهی از منکر انجام بده.

5) با مردم خوشرو باش و بر زمین با تکبر راه مرو.

27: اگر تمام درختها قلم و تمام دریاها+7دریای دیگر، جوهر شوند، نمی توانتد نعمتهای خدا را برشمرند و بنویسند.

34: علم محیط خدا. از اینکه بچه ات چه وضعیتی داره وقتی جنینه خبر داری؟ از یه ساعت دیگه ات چی، خبر داری؟ از اینکه کجا و چه جوری می میری چی؟ اما خدا به همه چیز آگاهه.

سورۀ سجده:

5: مدت زمانی که جبرئیل برای فرستادن وحی به زمین رو اگر ما بخوایم بریم، 1000 سال طول خواهد کشید.( مریخ نوردهای روح و فرصتSprit & Opportunity_ _، برای رسیدن به مریخ، شش ماه در مسیر بودند. مریخ همسایۀ زمین است.)

15: آین آیه و 3 آیۀ دیگر در سوره های فصلت، نجم، و علق، از آیاتی هستند که بر خواننده و شنوندۀ آنها سجده واجب است، و این 4 سوره را عزائم می نامند. عزیمه به معنی اراده و خواستن است. یعنی خدا در این 4 آیه، سجده را که نشان خضوع و فروتنی است، درخواست کرده است. (به یاد بیاریم خواست خدا از فرشتگان برای سجده به آدم را). 11 آیۀ دیگر در سوره های اعراف، رعد، نحل، اسراء، حج، فرقان، نمل، ص، انشقاق، برای پیروان مذهب "امامیه"، سجده مستحب است و غیر آن واجب.

سورۀ فرقان:

تأکید به خالی نکردن جبهه های جنگ و پشت مسلمین، و انجام دادن عهدی که می بندید.

مرتبطها: طاها، موحد، امین


پی نوشت:

همینطور که می دونین، دهه آخر ماه رمضون هر شب یک صفحه دعای قشنگ و آسون داره. بخونین حالی دست داد، برای من هم دعا کنین. یا علی مدد.


نوشته شده در ساعت 0:22 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

درباره وبلاگ

فهرست

موضوعات

پيوندها

آرشيو

جستجو

  • جستجوي پيشرفته در كل مطالب و آرشيو وبلاگ

اطلاعات

  • RSS
  • POWERED BY
    BLOGFA.COM

مترجم

قالب وبلاگ