تبليغاتX
آبی بی انتها

آبی بی انتها
! حرفهایی که خیلی خصوصی نیستند

.: ... جزء بیستم – شمارش معکوس آغاز می شود:.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز بیستم: خدایا در این روز درهای بهشت را بر من بگشا و درهای جهنم و دوزخ را ببند، و مرا توفیق تلاوت قرآن عطا فرما، ای فرود آورنده و آرامش بخش دلها.

سورۀ نمل:

باز هم کلی دلداری پیامبر، اینها حرفها و دعاهای تو رو نمی شنوند و نمی بینند. ولشون کن........

سورۀ قصص:

داستان حضرت موسی، در ابتدا به نیل سپرده شدنش و به آغوش مادر بازگشتنش تا زمان بزرگی و جوانی رو داریم، که قبل کامل بیان شده، در جوانی(در شهر مصر) روزی دو نفر یکی از بنی اسرائیل و دیگری قبطی(از اطرافیان فرعون) با هم نزاع می کردن، اونی که از بنی اسرائیل بود پیش موسی میاد و می خواد ازش دفاع کنه، موسی می ره، فقط یه مشت به قبطی می زنه و اون با یه مشت پخش زمین می شه و می میره. موسی خیلی پشیمون می شه، به خدا پناه می بره و می خواد که حفظش کنه و در ازای این محبت، دیگه پشت گناهکاران رو نگیره.

موسی در شهر شب را به صبح می رسونه در حالی که تا صبح منتظر می مونه تا بیان و بگیرن ببرنش، ناگهان دوباره اون بنی اسرائیلیه که موسی ازش طرفداری کرده بود پیش موسی اومد باز کمک خواست، موسی برآشفت و اومد بهش گلاویز بشه، بنی اسرائیلیه می گه : "ها بیا، بیا و منم مثل اون قبطی دیروز با یه مشت بزن و بکش"، در این حال فرعونیان از این سخنان با خبر می شن و جریان کشتن قبطی و قاتل مشخص می شه.

یکی از کسانی که تو دستگاه فرعون اما دوست و همفکر موسی بود میاد سراغش و بهش می گه فرار کنه و از شهر بره که فرعون و اطرافیانش دستور قتلش رو دادن، موسی راه می افته و به سمت مدین حرکت می کنه و به سختی به اونجا می رسه. داخل شهر به چاه آبی رسید که همه مشغول آب دادن به رمه هاشون هستن و گوشه ای دو دختر محجبه ایستادن، از اونها جویا می شه چرا همینجور ایستادن، دخترها می گن منتظریم اینها به گوسفنداشون آب بدن برن ما به گوسفندامون آب بدیم، و توضیح می دن که گارگری ندارن و پدرشون هم پیرتر از اونه که بخواد چوپانی کنه. موسی بهشون کمک می کنه تا گوسفندها رو آب بدن و برن. بعد به زیر درختی می ره و با خدا راز و نیاز می کنه که من غریبم و گرسنه و لطفی در حقم کن. دخترها پیش پدرشون برمی گردن، پدر می پرسه چی شد زود اومدین؟ دخترها داستان رو براش تعریف می کنن، پدر به یکی از دخترها می گه برو و دعوتش کن بیادخونه.

دختر با حجب و حیا پیش موسی می ره و دعوتش می کنه به خدمت پدرش برسه. پدر دختر، حضرت شعیب، از موسی تشکر می کنه. موسی داستان فرارش رو برای شعیب تعریف می کنه و شعیب بهش اطمینان می ده که اونجا در امانه. دختر پیشنهاد میده که اجیرش کنن، اما شعیب پیشنهاد می ده یکی از دخترها رو به همسری انتخاب کنه و هشت سال براشون کار کنه و اگر ده سال کار کرد دیگه ته محبت لطفش به شعیب هست. بعد از ده سال هم که به طوی حرکت می کنن و اتفاقای که قبل در سورۀ طه جزء شانزده کامل تعریف شده.

45: چرا داستان موسی رو با وحی برای تو ای پیامبر فرستادم؟ چون تحریف شده بود.

48: می گن چرا آنچه به موسی به عنوان معجزه دادم رو به محمد صلوات الله علیه ندادم؟ نیست که به عصا و یدبیضاء موسی کافر نشدن؟!؟!؟

52-54: اهل کتب دیگر آسمانی اگر به قرآن ایمان بیارن دو بار جزاء خیر می بینن، یک بار برای ایمان آوردن به اون کتاب، یه بار برای ایمان آوردن به قرآن.

76-82: داستان قارون. آدم متکبر و از بنی اسرائیل بود. خداوند از آنچه به متوّل ترین آدمهای زمانش داده بود بیشتر بهش طلا و مال داد، مؤمنین بنی اسرائیل هر چه کردند هدایت بشه و به راه خدا در بیاد، نیومد. هر آنچه که به دست آورده بود رو از خودش و کیمیا و علمی که داشت می دونست، هر چه بهش گفتن از این مالت در راه خدا استفاده کن نکرد، در نهایت خداوند او و اطرافیانش رو به زیر زمین برد، عده ای بودند که بهش غبطه می خوردند، با این کار خدا چشم و گوششون باز شد و پناه آوردن به خدا.

84: هر که در دنیا نیکی کنه، در اون دنیا بیش از آنچه انجام داده جزا می بینه، هر که در دنیا بدی کرد، اون دنیا آنچه را به جا آورده به سرش می آورند.

سورۀ عنکبوت:

20: بهترین دلیل سفر در حال حاضر. برید و  چشمها رو باز کنین نعمتها و نشانه های خدا رو ببینید.

41: مَثل آنانکه جز خدا را بپرستند، مَثل خانۀ عنکبوت است که سخت، سست بنیاد است.

45: نماز به پا دار که کارهای زشت و ناپسند را از تو باز می دارد _ خدا می داند آنچه شما به جا می آورید (مطابق آن به شما جزا و سزا می دهد).

مرتبطها: طاها و موحد و امین


پی نوشت:

.: شهادت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام رو تسلیت می گم :.

التماس دعا

 


نوشته شده در ساعت 11:13 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء نوزدهم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز نوزدهم : ای خدا در این روز بهرۀ مرا از برکاتش وافر گردان و به سوی خیراتش راهم را سهل و آسان ساز و از حسنات مقبول آن مرا محروم مساز ای راهنمای به سوی دین حق آشکار.

سوره فرقان:

32: چرا قرآن تدریجی و پراکنده نازل شده است؟ به گفتۀ قرآن دو دلیل دارد:

  1. در شرایطی که پیامبر توش قرار می گیرند نازل می شده که قوت قلبشون باشه.
  2. برای اینکه خوب درک بشه، آروم آروم، سوره سوره و آیه آیه نازل شده.

 

53: اتصال دریای شیرین و شور بدون اینکه با هم مخلوط بشن( از لحاظ شیمیایی و پیوندهای مولکولی که ماشاالله خودتون واردین)

58: بر زنده ای که هرگز نمیرد توکل کنید، کار خود را به او واگذار، او را به پاکی یاد کن در حالی که حمد و ستایش به جا می آوری.

63: بندگان خدای بخشنده چه کسانی هستند؟

  • 63: کسانی که بر زمین به آهستگی و با فروتنی قدم بر می دارند.
  • 63: کسانی که اگر نادانان با آنها با کلام زشت صحبت کردند آنها اینگونه پاسخ ندهند.
  • 64: کسانی که شب را به روز می رسانند در حالی که به نماز ایستاده اند و سجده کرده اند.
  • 65: کسانی که رهایی از آتش عذاب دوزخ را از خدا طلب می کنند.
  • 67: کسانی که انفاق می کنند و بخشنده اند، اسراف نمی کنند و خِسَّت نیز هم.
  • 68: کسانی که فقط خدای یگانه را می پرستند.
  • 68: کسانی که ناروا و نا حق قتل نفس انجام نیم دهند.
  • 68: کسانی که کار خلاف اخلاق انجام نمی دهند.
  • 71: کسانی که توبه می کنند و کار نیکو انجام می دهند.
  • 72: کسانی که در مجلس غنا حاضر نمی شوند.
  • 73: کسانی که به آیات خدا می نگرند و به آنها می اندیشند.

پاداش بندگان خدا چیست؟

74-76: زنها و فرزندانی که باعث روشنایی چشم آنها باشند، خانه ای در بهشت، به پیشواز رفتن فرشتگان برای ورود آنها به بهشت و سکنی گزیدن در خانۀ بهشتی که برایشان آرامگاه و آرمشبخش و جاوید خواهد بود.

سورۀ شعرا:

10-68: داستان موسی کلیم الله و فرعون _ عذاب قوم نافرمان(غرق شدن در نیل)

69-104: داستان ابراهیم خلیل الله و دعوت مردم به خدا پرستی _عذاب قوم نافرمان(تنها موندن از لطف الهی)

105-122: داستان نوح نبی الله _ عذاب قوم نافرمان( زیر آب رفتن)

123-152: داستان هود پیامبر و قوم عاد _ عذاب قوم نافرمان(باد سخت)

153-159: داستان صالح پیامبر و قوم ثمود _ عذاب قوم نافرمان (صدای سهمگین)

160-175: داستان حضرت لوط و قومش _ عذاب قوم نافرمان(بارش گل و سنگ از آسمان و سنگ شدن خودشان)

176-189: داستان حضرت شعیب و مردم ایکه_عذاب قوم نافرمان(گرما، صدای سهمگین، بارش آتش)

*

نتیجه = بعد از تمام این آیات بیان می شه که برای رسیدن عذاب عجله نکنین، تصور نکنین که چون عذاب نیومده شما از زیانکاران نیستید، اگر نمیاد برای اینه که به شما فرصت داده بشه، توبه کنین.......... یه نکته دیگه هم به نظر من اومد وقتی مخصوصاً داشتم به این شکل طبقه بندی می کردم، و مابقی قومها که زلزله هم جزو عذابهاشون بوده، به اینکه... اگه توبه نکنیم، اگه درست نشیم، برای ما هم هست، همینطور که داریم هر روز می بینیم ............

*

210-212: شیاطین و دیوها(جنیان)از قرآن فراری اند.

222: شیاطین بر دروغگویانِ گنهکار فرود می آیند.

سورۀ نمل:

15-44: داستان سلیمان نبی، که به لطف خدا به زبان حیوانات آشنا بود، طوری که صحبت مورچه رو می شنید و حتی به حرفش می خندد. داستان گم شدن هدهد از اطراف سلیمان، جویا شدن از غیبتش، پاسخ داد به سراغ ملکۀ شهر سبا رفته بودم که خدای یگانه را نمی پرستید و خورشید پرست بود، تختی داشت که از عظمت و بزرگی نظیرش را هیچ پادشاهی ندارد، مکنتی و روزگاری دیدنی.

سلیمان برای ملکۀ سبا نامه ای می نویسد با این محتوی :" بسم الله الرحمن الرحیم. بر من بزرگی نکنید و در حالیکه تسلیم هستید به من رو آورید"

نامه را به هدهد می دهد تا به ملکه برساند و برخورد او را ببیند و گزارش دهد. هدهد چنین می کند.

بلقیس، ملکۀ سبا که نامه را می خواند، جلسه ای با سران مملکتی می گذارد تا صلاح و مشورت با آنها بکند، هر کس نظری می دهد، ملکه اما طبق زکاوتی که داشت راهی را پیش می گیرد، تحفه هایی را به همراه پیکی به سمت سلیمان نبی می فرستد تا قصدش را از نامه متوجه شود، لشگرکشی و دنیا خواهیست، یا واقعاً فرستاده ای از جانب خداوند است.

پیکها تحفه ها را برای سلیمان می آورند، سلیمان بر می آشوبد، " برای من آنچه خدا داده است بهتر است از کمکهای شما" و به پیک و فرستادۀ بلقیس می گوید: "برگردید، آنچنان لشگری بسوی آنها ببریم که آنها را در حالت خوار و کوچک از شهر بیرون کنند"، پیکها برگشتند و عظمت سلیمان را برای بلقیس تعریف کردند، بلقیس دانست سلیمان پیغمبر است و با او نمی شود جنگید، راه صلح برگزید و به بارگاه سلیمان رو آورد. سلیمان از راه وحی می دانست که بلقیس نزد او می آید. خواست معجزه ای به بلقیس نشان دهد، تخت بزرگ و با عظمت بلقیس را آورد، کمی تغییر داد، به او نشان داد، پاسخ تیزهوشانۀ بلقیس در شناخت تخت. سپس ملکۀ سبا را از آنچه که می پرستید، بازداشت.

بعد به فرمان سلیمان قصری می سازند از آبگینه و زیر آن دریاچه ای درجریان بود، بلقیس می آید، از وضعیت کف قصر متحیر می شود، دامنش را بالا می گیرد  تا پا در آب نهد، سلیمان می گوید آبگینه است دامنت را بینداز، بلقیس، در اینجا به خود می آید و به خدای جهانیان ایمان می آورد.

مرتبطها: طاها و موحد و امین


نوشته شده در ساعت 0:17 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء هجدهم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

دعای روز هجدهم: ای خدا در این روز مرا برای برکات سحرها بیدار و متنبه سازو دلم را به روشنی انوار سحر متنور گردان و تمام اعضاء و (جوارحم) را برای آثار و برکات این روز مسخر فرما به حق نور(جمال) خود ای روشنی بخش دلهای عارفان.

سورۀ مؤمنون:

10: تو این آیه خدا از آفرینش انسان صحبت می کنه و مراحل تکاملش در شکم مادر، و در آخر می فرماید تبارک الله احسن الخالقین، یه نکته ای وجود داره، تو سورۀ اعراف آیۀ 54 خداوند از آفرینش هستی در 6 روز و آفرینش آسمان و خورشید و ماه و ستارگان و افلاک و ... صحبت می کنه و در آخر می فرماید تبارک الله رب العالمین. اینجاس که ما باید صد افسوس بخوریم به خاطر اینکه قدر خودمون رو نمی دونیم. بهترین خلق شدگان، نه بهترین عالمیان. یعنی از هر آنچه که خداوند خلق کرده بهتریم..............................

55-56: مال و فرزند و مکنتی که به کفار داده شده است از لحاظ لطف به ایشان نیست، بلکه برای آزمایش از جانب خداست.

62: ما هیچ کس را تکلیف نکرده و فرمان نمی دهیم مگر هم اندازه یا کمتر از طاقت و توان او باشد. (قبلاً سختی به این شکل بیان شده بود)

78: اوست که بر شما گوش و دیده و دل آفرید ( تا به آنها خدایتعالی را بشنوید، ببینید و در آن بیندیشید) در حالیکه بسیار اندک شکر و سپاس بجا می آورید.

108: به بدترین لحن خشن و نامهربانش با گناهکاران در آتش صحبت می کنه به دلیل آیۀ 109 و 110(اومدم ببینم تفسیر چی گفته، تن و بدنم لرزید، در واقع تفسیر نبود، مفسر نوشته بود: در اینجا شایسته است با دل شکسته و چشم اشکبار بدرگاه حق تعالی روی آوریم که به حق صاحب الزمان حجة ابن الحسن العسگری عج الله تعالی فرج ما را از آتش جهنم بران و ما را در آن آتش مران- آمین یا رب العالمین) 

سورۀ نور:

دستورات مؤکد الهی:

26: زنان پاک برای مردان پاک، زنان ناپاک برای مردان ناپاک

27: برای ورود به خانۀ هر کس اجازۀ ورود بگیرید، اگر کسی نبود وارد نشوید، اگر اجازه نداد برگردید.

30: برای آقایان: حفظ چشم و کنترل هوای نفس.

31: برای خانمها: حفظ چشم، پوشش و حجاب جز برای محارم، خدمه، کودکانی که ممیز نشده اند.

32: زن و شوهر بدهید زنان و مردان مجرد را {دستور به نکاح} و 33: اگر نیافتید زن و شوهر، عفت و پاکدامنی داشته باشید تا خدا از فضل خودش بهتان بدهد.

58 ،59: برای رسیدن و خدمت مادر و پدر اجازه بگیرید.

60: برای پیرزنهایی که فرتوت هستند که دیگر امکان ازدواج برایشان وجود ندارد، حجاب واجب نیست، اما بهتر است رعایت شود.

61: معلولین می توانند برای رفع گرسنگی از خانوادۀ درجه 1 و 2 (خواهر و برادر و عمو و عمه و ...) و یا دوستان طلب داشته باشند.

61: پس از ورود به هر جا اول سلام کنید، سلام و دروی خوشرو، بلند و صمیمانه.

62: توصیه به اذن دخول برای زیارت ائمه، که هر که را خواستند بپذیرند...

63: بیان صحیح و محترمانه اسامی ائمه و پیابران، (حضرت علی علیه السلام، یا رسول الله، یا نبی الله و ...)

35 و 36 : آیۀ نور. تو تفسیر المیزان به نکتۀ جالبی برخورد کردم : امام صادق علیه السلام: این آیه مثلی است که خدا برای ما اهل بیت زده، که پیغمبر و ائمه صلوات الله علیهم از ادله خدا و آیات اویند، آیاتیکه مردم بوسیله آن بسوی توحید راه می یابند و بسوی توحید مصالح دین و شرایع اسلام و سنن و فرائض هدایت میشوند( ولا قوة الا بالله العلی العظیم)

و از آنجا که بهترین مفسرین ائمه هستند می توانیم در زیارت جامعه کبیره که امام هادی علیه السلام آن را به ما آموخته اند که "ما را اینگونه زیارت کنید" بخشی دارد که دقیقاً آیۀ 36 عین به عین در آن آمده است...

سورۀ فرقان:

...

مرتبطها: طاها و موحد


.امشب و شبهای آینده و همه وقت التماس دعای بسیار زیاد

.من هم انشاءالله به یاد شما خواهم بود

.یا علی مدد

 


نوشته شده در ساعت 11:22 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء هفدهم :.

 

بسم الله ارحمن الرحیم

دعای روز هفدهم: خدایا. در این روز مرا به اعمال صالح راهنمایی کن و حاجتها و آرزو هایم را برآورده ساز، ای کسی که نیازمند به سوال بندگانت نیستی، ای خدایی که باسرار خلق آگاهی درود فرست بر محمد و آل اطهارش.

سورۀ انبیاء:

30: آفرینش همه چیز از آب و دوام همه چیز وابسطه به آن.

35: تفاوت مرگ و کشته شدن...

51-75: داستان شکستن بتها توسط ابراهیم. به آتش افکندش، سرد شدن آتش به اذن خدا، او و لوط به فرمان خدا به سرزمینی با برکت هجرت می کنند، خداوند اسحاق و بعد از آن یعقوب را به حضرت ابراهیم می دهد که از نیکوکاران بودند، پیشوای مردم شدند که آنها را راهنمایی کنند و به ایشان وحی فرستاده شد که " نیکوئی ها را انجام دهند، نماز بپا دارند و زکات بدهند و خداوند را فرمانبر باشند"، لوط مورد رحمت خداوند قرار گرفت چون از نیکوکاران بود.

78-82: مطالبی در مورد داوود و سلیمان. علم و حکمت دادن به داوود و فرزندش سلیمان، آموزش قضاوت و دادگری بین مردم، همخوانی پرندگان با دعاخوانی داوود، آموزش ساخت زره از جانب خداوند به داوود، رام کردن جنیان توسط خدا برای کمک کردن به سلیمان (قواصی و کارهای سنگین).

104: جمع شدن آسمان، چیزی مثل مقدمات بیگ بنگی دیگر.

سوره حج:

26: دستور ساخت خانۀ کعبه به حضرت ابراهیم.

27-30: برخی از بایدها و نبایدهای احرام و حج.

مرتبطها: طاها و موحد


نوشته شده در ساعت 10:50 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء شانزدهم :.

 

الهم اَدخل علی اهل ِالقبورِ السُرور الهم اَغن ِکل فقیر الهم اَشبع کل جائِع

بسم الله الرحمن الرحیم

این جزء بسیار بسیار فوق العاده است. با داستانهای شگفت آور زیاد و غیر قابل تلخیص.

بنابر این حوصله کنید و بخوانید. این یک پیشنهاد خیر خواهانه است.

سورۀ کهف:

...-82: ادامۀ داستان موسی و خضر. پس از کشتن پسر بچه، موسی کنجکاوی کرد که چرا بندۀ بی آزار خدا را کشتی، خضر گفت: به تو نگفتم با من نمی تونی باشی و صبوری کنی؟ موسی که متوجه کارهای عجیب خضر شده بود و می دید نمی تواند سوال نکند گفت باشه دفعه بعد اگر سوال کردم دیگر همراهیت نخواهم کرد. به دهی رسیدند، طلب غذا کردند و کسی مهمانشان نکرد. به دیواری رسیدند نیمه ویران، خضر آن را به پا داشت. موسی گفت: خب مزد کاری که کرده ای را بگیر! خضر گفت:لحظه جدایی ما فرا رسید. اما بگذار روشنت کنم که تفسیر هر کارم چه بود. کشتی را معیوب کردم، چون پادشاهی هست که هر کشتی سالمی ببیند برای خود بر می دارد و آن کشتی برای مساکین بود که در دریا کار می کردند. معیوب کردم که پادشاه به آن دست درازی نکنند. پسر را کشتم چون به کفر گرایش داشت و پدر و مادرش مؤمن به خدا و رسول بودند که بیم گمراهیشان بود، آن را کشتم و از خدا خواستم فرزندی پاک و مؤمن عوض آن پسر به آنها بدهد. و زیر دیوار گنج دو پسر یتیم پنهان بود که اگر دیوار می ریخت چیزی به آن دو نمی رسید، دیوار را ساختم تا زمان بزرگ شدنشان فرار رسد و به گنج دست پیدا کنند.

83-98: داستان ذوالقرنین و یأجوج و مأجوج. خیلی عالیه بخونینش. ته مهندسی.

سورۀ مریم:

2-76: داستان زکریا و به دنیا آمدن یحیی. نیایش و درخواست زکریا، نوید به دنیا آمدن یحیی، و حکم و فرمان پیامبری در کودکی(3 سالگی)، یحیی پرهیزگار بود، به پدر و مادرش نیکوکار بود، مغرور نبود. درود خدا بر او و روزی که به دنیا آمد، برنگیخته شد و روزی که از دنیا رفت(سه مرحله سخت که انسان نیاز به ایمنی خداوند دارد).

16-34: داستان مریم و به دنیا آمدن عیسی. مریم در حال عبادتبود که جبرائیل فرستاده شد، ترس مریم، نوید تولد عیسی، تعجب مریم و پاسخ جبرائیل از جانب خدا: چنین فرزندی بتو می دهیم تا او را برای مردم آیت و نشانه (به قدرت و توانایی خود) بگردانیم و نعمت و بخششی از جانب خویش (بر مردم) قرار می دهیم (تا به سبب او راهنمایی پیش گیرند) و از این کار مقدّر گشته شدنی است. باردار شدن مریم و خروجش از شهر، درد زایمان زیر درخت خرمای خشکیده، ناراحتی شدید مریم، صحبت کردن مسیح با مادر که غمگین نباش. خدا می فرماید: درخت خرمای خشکیده را تکان بده از آن خرمای ترو تازه بردار و بخور و از آب چشمه بنوش و برای رفتن به شهر روزۀ سکوت بگیر. مریم پیش قومش بر می گردد، مورد سرزنش قرار می گیرد، مریم به عیسی اشاره کرد که پاسخگوی شماست، عیسی به سخن آمد، من بندۀ خدایم او مرا کتاب داده و پیغمبر گردانیده و ...و سلام و ایمنی و آسودگی خدا بر من است هنگامی که زاده شدم، وقتی که بمیرم و روزی که بر انگیخته و زنده شوم. و تأکید خدا بر صحت حرف مسیح.

41-50: نبوت ابراهیم، صحبتهای پر محبت و دلسوزانه اش با پدر {پدر منظور، عمو یا پدر بزرگ یا شوهر مادر حضرت ابراهیم بوده که بت پرست بودند، اما پدر ابراهیم نبی، تارخ، مسلمان و خدا پرست بوده است(تفسیر نمونه، المیزان، فیض الاسلام)} و راهنماییشان به سمت خداپرستی، اخراجش از شهر، دعای مهربانانه ابراهیم برای آنها. به دنیا آمدن اسحاق و بعد هم فرزندش یعقوب و پیامبری آنها. از رحمت خویش با آنها بخشیدیم و ستودن نیکویی را به آنها بخشیدیم. ( چنانکه حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و پیروانشان تا روز قیامت آنها را نیکو یاد می کند.)

56-57: ادریس پیامبر (از اجداد نوح) بسیار راستگو بوده. { تفسیر نمونه: گفته شده چون بسیار کتاب می خوانده و درس می داده ادریس نامیده شده است، نخستین کسی است که دانش سماوی(علم هیئت) به او آموخته شده از جانب خداوند و با سواد بوده و خیاطی می کرده و آن را آموزش می داده}، او را به جایگاه بلند رساندیم {دو احتمال وجود دارد: 1. قرب و نزدیکی اش به درگاه الهی، 2. مانند عیسی به آسمان برده شده است = الله اعلم}}

سورۀ طه:

6: آنچه در آسمانها و آنچه در میان آسمان و زمین و آنچه زیر خاک نمناک است از آن اوست.

10-80: داستان آغاز نبوت موسی. ]در سرمای طُوی(طوا) مانده بودند[ موسی از دور نور آتشی را می بیند به سمتش می رود تا از آن اخگری بیاورد یا اهلش را به آن راهنمایی کند، به آتش رسید، فرمان آمد بایست و کفشهایت را در بیاور که بر سرزمین مقدس قدم نهاده ای، برگیزیده ام ات پس بشنو، منم خدای پرستش شده ای که جز من نیست، مرا عبادت کن و نماز به پادار- نشان دادن معجزاتش (عصا و دست نورانی) به خودش- به سوی فرعون برو- درخواست کلام تأثیر گذار و شرح صدر و همراهی هارون برادرش به عنوان پشتی محکم، اجابتش از درگاه خداوند(بار دیگر به تو منت نهادیم) – (بار اول نوزادی و بعد از تولد) به مادرت وحی کردیم که در صندوق به نیل بسپاردت و پس از سه روز که به دنبال دایه برایت گشتن تو را به مادرت رساندیم، پس از کشتن آن مرد (در سورۀ قصص خواهد آمد) در مدین آرامش یافتی و حالا درست در زمانی که مقرر کرده بودیم آمده ای تا تو را بر خود بر انگیزیم- به سوی فرعون بروید و با سخن نرم او را پند و اندرز بدهید - مقابل شدن با فرعون - سخنان موسی در مورد خدای تعالی - معجزه طلبیدن فرعون - جلسۀ ساحری و معجزۀ موسی – سجده ساحران بر خدای یگانه و ایمان آوردنشان– تحدید فرعون و جواب ساحران: ما خدا را خواهیم پرستید – وحی به موسی که شب بندگانم را شهر خارج کن و در دریا (نیل) راهی که خشک باشد فراگیر و برو و از رسیدن فرعون نترس.

83-97: مقدمات داستان گوسالۀ سامری و سرگذشت سامری و عاقبت کارش...

مرتبطها: طاها و موحد


نوشته شده در ساعت 0:34 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء پانزدهم– نیم :.

 

الهم طَهِّر قلبی مِن النفاق و عَملی مِن الریا و لِسانی من الکِذب و عَینی من الخیانة

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ اسراء:

دستورات اخلاقی الهی :

23 و 24: نیکی به پدر و مادر و طرز برخورد با آنها.

26: حق و بهرۀ خویشاوندانتات را بدهید و اسراف هم نکنید.

28: خوشرویی با خانواده چه در زمان نیازمندی خودتان، چه زمانی که به شما نیاز دارند.

29: خسیس و ولخرج نباشید. (آنچنان نبخش که خودت نداشته باشی، استفاده کنی)

35: در معامله کم فروشی نکنید.

36: آنچه نمی دانید به زبان نیاورید.

37: با تکبر بر زمین راه مروید. (متکبر نباش)

70:  فرزندان آدم را گرامی داشتیم و آنانرا در خشکی و دریا سوار کردیم و از پاکیزه روزیشان دادیم، و آنها را از بسیاری از کسانی که آفریدیم، تفضل و برتری دادیم.

سورۀ کهف:

10-23: داستان اصحاب کهف.

9و23و24: اهمیت ذکر انشاء الله در اول و آخر هر امر ممکن یا ناممکن.

31: عاقبت صالحین و مومنین ِ نیکوکار: باغها و جویهای وسیع و گردنبندهای طلا، لباسهای حریر و دیبا.

32-43: داستان دو نفر که اولی باغ بزرگ و با برکتی داشت و دیگری نداشت، و اولی توکل و تشکر از خدا نداشت و دومی داشت و چه ضرری دید فرد اول!

47-55: قیامت، جدایی بهشتیان و جهنمیان و حال و روزشان.

65- ... : داستان موسی و خضر. همراهیشون با هم، سوراخ کردن کشتی، کشتن پسر بچه، کنکجاوی موسی و ...

مرتبطها: جنایتکار و خراب.


پی نوشت:

نصف گذشت، نصفش مونده. نصف گذشته رو که ولش، گذشته ها گذشته. اما نصفی رو که مونده رو دریابیم که حسابی ما رو دریافته. التماس دعا زیادِ زیاد. یا علی مدد.  

 


نوشته شده در ساعت 9:23 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء چهاردهم :.

 

الهم طَهِّر قلبی مِن النفاق و عَملی مِن الریا و لِسانی من الکِذب و عَینی من الخیانة

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ حجر:

16 و 17: خلقت آسمان، برج ها و مکانها (محل قرار گرفتن ماه و خورشید) و ستارگان. و شیطان در آنجا هیج جایی ندارد.

21: قدری که مصلحت باشد از گنجها و خزانه ها بیرون می فرستم.

26- 43: داستان آفرینش انسان از گلی سیاه و بد بوی، و دمیدن روح در آن و دستور به سجده از جانب خدا و نافرمانی شیطان در سجده کردن و آغاز عناد شیطان و انسان.

45-49: روزگار بهشتیان.

51-58: داستان حضرت ابراهیم و نوید فرزند دار شدنش در سن پیری.

87: البته ما هفت آیۀ سورۀ فاتحة الکتاب (خلاصۀ مطالب و سخنان قرآن کریم است) را که دو بار در سر نماز خوانده می شود و قرآن با عظمت و بزرگی (آنچه را مردم جهان تا روز قیامت در امر دین و دنیا به آن محتاج ونیازمندند با کوتاهتریت لفظ و نیکوترین نظم و کاملترین معنی در بر دارد و از این رو تو راخاتم الانبیاء قرار دادیم و پس از تو پیامبر دیگری نمی فرستیم) را به تو دادیم.

سورۀ نحل:

در این سوره بسیار در مورد آفرینش مخلوقات برای آسایش انسان صحبت به میان می آید. (ستارگان راهنما، آرامش دریا برای بیرون آوردن زیور آلات، عسل، شیر، محصولات جانوری و گیاهی، استفاده از سنگ و چوب و ... برای ساخت وسایل زندگی و ...)

25:  (گمراه کنندگان) تا روز رستاخیز گناهان خویش را تمام و کمال، و (بار) برخی از گناهان کسانی را که دارای علم و دانش نیستند و آنانرا گمراه میسازند، بردارند.

49: آنچه در آسمان و زمین است بر خدا سجده میکند و از جنبدگان و روندگان در زمین و فرشتگان، و بر خدا تکبر نمی کنند.

68-69: طرز ساخت عسل های رنگارنگ (هر رنگ نشان دهندۀ گیاهی است که از آن می خورند.)

114: بخورید از آنچه خدا شما را روزی داده در حالیکه حلال و روا و پاکیزه است و شکر و سپاس خدا را به جای آورید اگر شما تنها او را می پرستید.

مرتبطها: جنایتکار و خراب 


پی نوشت:

|میلاد کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام بر همه مبارک|

دلم نیومد طلای والیبال نشسته رو تبریک نگم. اونم مبارک.

التماس دعا زیاد زیاد زیاد...


نوشته شده در ساعت 6:2 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء سیزدهم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ یوسف:

53- 102: ادامۀ داستان حضرت یوسف، از پیشنهاد یوسف برای خزانه داری آغاز می شود- سالهای قحطی در همه جا از جمله کنعان- آمدن برادران برای تهیۀ غله- در خواست آوردن بنیامین از طرف یوسف برای دادن سهم غلۀ آنها و نگهداشتن یکی از برادرها به عنوان گرو- درخواست برادرها از پدر برای همراه بردن بنیامین و ابراز بی میلی یعقوب و در نهایت همراه کردن بنیامین با دل نچندان راضی (قسم مؤکد خوردند که بنیامین را سالم برگردانند)- مواجه شدن یوسف و بنیامین- گذاشتن جام طلا در وسایل بنیامین به منظور نگهداشتنش- بازگشت برادران به پیش پدر و مجدد با نامۀ پدر پیش یوسف باز می گردند- یوسف لباسش را برای شفای چشم پدر به آنها می دهد- یعقوب و مادر یوسف به پیش او می روند و مورد لطفش قرار می گیرند و تعبیر شدن خواب یوسف.( در آیۀ 90 پیام داستان را از زبان حضرت یوسف می خوانیم: البته هرکه پرهیزکار باشد و از نافرمانی خدا بپرهیزد و بر سختی ها صبر و شکیبایی نماید خدا مزدش را در دنیا و آخرت تباه نمی کند)

111: در قصه و سرگذشت پیامبران برای خردمندان پند است. قرآن سخنی نیست که به دروغ به هم بافته شده باشد، موافق و تصدیق کنندۀ آنچه تا کنون فرستاده شده است(کتابهای آسمانی دیگربیان کنندۀ هر چیزی و راهنما و هدایت کننده و نعمت بخش است برای گروهی که ایمان آوردند.

سورۀ رعد:

ابتدای سوره خدا توجهمان را به نعمتهایی که به ما داده معطوف می کند : از درخت، آسمانها و ستونهای نامرعیش، ماه و خورشید تا صاعقۀ بیم و امید. بعد هم پاسخگوی بهانه جویی های کفار است و در آخر سوره، آیۀ 43 می فرماید: کافران و ایمان نیاورندگان به تو می گویند: تو فرستادۀ خدا نیستی، بگو بس است (بر رسالت و پیغمبریم) که میان من و شما خدا گواه است و کسی که (امیرالمؤمنین و ائمۀ اطهار) نزد او علم و دانایی به(تفسیر، تأویل، ناسخ، منسوخ، حلال و حرام) کتاب خداست. منبع تفسیر نمونه و فیض الاسلام.

سورۀ ابراهیم:

7: اگر شکر کنید و سپاسگزار باشید، البته به شما می افزایم و اگر ناسپاسی کنید ، عذاب و کیفر من سخت است.

22: شیطان: خدا به شما وعدۀ حق داده بود و من وعدۀ دروغ دادم و تخلف کردم، من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت نمودم و شما من را پذیرفتید. پس مرا ملامت و سرزنش نکنید، خود را سرزنش کنید. من فریاد رس شما نیستم...............

بعد کلی آیۀ عذاب و توصیف جهنمیان و ... از آیۀ 32 باز خدا نعمتهایش را بر ما می شمارد، آفرینش آسمان و زمین، فرود آمدن آب از آسمان، بر آمدن میوه از دل خاک، روان بودن و رام بودن کشتی بر موج دریا، خورشید و ماه و شب و روز، و هر چه او خواست به شما داد و اگر نعمت و بخشش خدا را بشمارید نمی توانید آنرا به شماره در آورید. "محققاً انسان بسیار ستمگر و بسیار ناسپاس است."

35-41: (قریش اصل و نسب خود را به ابراهیم نبی نسبت دادن آیه آمد): دعاهای حضرت ابراهیم برای قوم و فرزندانش. ما را از بت پرستی دور بدار – ما را از نمارگزاران قرار بده.

پستهای مرتبط: خراب آباد ، اعترافات یک جنایتکار


نوشته شده در ساعت 11:33 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء دوازدهم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ هود:

6: احاطه و علم و دانایی خدا به همه چیز: جنبنده ای (کوچک بزرگ نر ماده خزنده پرنده در دریا و خشکی و بیابان و ...) در زمین نیست مگر آنکه روزی ِ آن (از خوردن و نوشیدن و هر آنچه به آن بستگید دارد) بر خداست و جایگاه آنرا برای زندگی و سپری کردن برای تن بیجانشان می داند.

23: کسانی که به خدا و رسولش ایمان آورده اند و کارهای شایسته انجام داده اند، به سوی پروردگارشان خشوع و فروتنی نموده (یا بیاد او آرام گرفته) اند، آن گروه اهل بهشتند که در آن همیشه ماندگارند.

24: مؤمن و کافر برابر نخواهند بود، همانطور که کور و کر با بینا و شنوا.

25-49: داستان حضرت نوح، هدایت قوم، ساخت کشتی، ظاهر شدن نشانۀ عذاب (از تنور آب جوشید)، سوار شدن بر کشتی (80 یا 78 نفر. 72 نفر مؤمنین و 3 نفر پسران نوح، سام و حام و یافث و همسرانشان)، کنعان فرزند دیگر نوح و مادرش سوار نشدند گفتند به مرتفع ترین جا می رویم، موج کنعان را برد، به فرمان خدا آب پایین آمد، کشتی بر فراز کوه ماند. }تو تفسیر، احتمال داده مکان ساخت کشتی و تنور در مسجد کوفه و محل به کوه نشستن کشتی در موصل است.}

50-60: داستان قوم عاد که اطراف یمن ساکن بودند و مزارع فراوانی داشتند و بت پرست بودند، هود برای آنها برگزیده می شود، هدایت می کند اما هدایت نمی شنود و مورد عذاب خدا قرار گرفتند.

61-68: داستان قوم ثمود. قومی عرب بودند، پیامبرشان صالح برای دعوت آنها به پرستش خدا برانگیخته شد، از اون معجزه خواستند، ماده شتری از میان کوه برایشان آمد و دستور این بود که به آن آزار نرسانید، نافرمانی کردند و آن را کشتند و گوشتش را بین هم تقسیم کردند، بچه شتر که مادرش را کشته دید فریاد کشید و به سمت کوه فرار کرد، نتوانستند بگیرندش که از عذاب رهایی یابند و بچه شتر داخل سنگ رفت. وعدۀ عذاب به سه روز دیگه داده شد، روز سوم صدای سهمگینی آمد و نافرمانان طوری مردند که انگار هیچ وقت زنده نبودند و ایمان آوردندگان به خدای صالح مورد لطف خدا قرار گرفتند. (84-94 : داستان شعیب و قومش همانند این قوم بوده است)

- دو نکتۀ مهربونی !

  • حضرت ابراهیم بسیار بردبار بود و در عذاب و کیفر گناهکاران عجله نمی نمود و بسیار افسوس خورده بر ایشان بود. (75)
  • شعیب بسیار نماز می خواند و اعتقاد داشت انسان را از کارهای زشت دور می کند. (87)

114: نماز بپا دارید، صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشاء. که خوبی ها بدی ها را از بین می برد.

سورۀ یوسف:

4-53: داستان زندگی حضرت یوسف. با دیدن رؤیا داستان شروع می شود، کینۀ برادران، به چاه افتادنش، فروخته شدن به عزیز مصر و رشد و پرورش در آنجا و نمایان شدن حکمتش، داستان زلیخا و بعد نارنج و بریده شدن دست زنها از دیدن جمال یوسف، به زندان رفتن یوسف بر اساس تهمت به همراه نانوا و ساقی، پس از 5 سال آزاد شدن ساقی و به دار آویخته شدن نانوا، بعد از 7 سال (کلاً 12 سال) خواب پادشاه، که 7 گاو چاق که 7 گاو لاغر را خوردند و تعبیر یوسف، بیرون آمدنش بعد از 12 سال. گواهی زلیخا و دیگر زنان به پاکدامنی یوسف و ...

پستهای مرتبط: موحد، طاها، امین

 


نوشته شده در ساعت 3:58 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء یازدهم :.

 

سورۀ توبه:

11-13: دسته بندی مردم و پاداش هر کدام.

  • دسته ای که انفاق در راه خدا را ضرر در مال می بینند که منتظر عذاب باشند.
  • دسته ای که به خدا و روز واپسین اعتقاد دارند، انفاق می کنند و می بخشند و این راه نزدیکشان به خداست.
  • دسته ای که منافق و دو رو بودند.
  • دسته ای که به گناهانشان اقرار نمودند و عمل صالح انجام دادند که خدا توبه و بازگشتشان را پذیرفت و به وسیلۀ صدقه ای که از مالشان می دهند گناهانشان را ببخشید.

100: رضایت خدا را از انصار و مهاجرین و رضایت متقابل آنها از خدا، می خوانیم.

111و 112: داد و ستد خدا با مؤمنین و خصوصیات مؤمنین.

118: پناهگاهی برای رهایی از عذاب خدا، جز رفتن به درگاه مغفرت و آمرزش او نیست.

123: ای مؤمنین با کفار که نزدیک و همسایۀ شمایند جنگ کنید، باید آنها در شما درشتی (شجاعت، دلیری، سخت دلی)  ببینید و خلاف احکام الهی کاری نکنید، که خدا با پرهیزکاران است. 

128: پیامبر مهربانی ها. از خود شما برایتان پیامبری فرستادیم که رنج و دنیا و آخرتتان بر او سخت و عذاب آور است و برای ایمان آوردنتان حریص و آزمند است تا از ضلالت و گمراهی در آیید و به مؤمنین و ایمان آورندگان به خدا و رسولش مهربان و بخشنده است.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ یونس:

اکثر آیات معرفی قرآن است بر مردم.

5: قرار گرفتن خورشید و ماه در نقطه ای که شمار سال و ماه را متوجه شوید.

38: مبارزه طلبیدن خدا، سوره ای یا نه پاره ای از یک سوره را بیاوردید.

57: می شه گفت : قرآن برای شفا دادن مرضهای "شک، دودلی، جهل، نادانی و اخلاقهای رذیله"  در دلها و هدایت و راهنمایی و رحمت و مهربانی، برای مؤمنین ایمان آورده به خدا و رسول خدا می باشد که از جانب پروردگار برای نجاتمان آمده است.

85-86: دعای قشنگیه، دقیقاً هم برای حاله: پروردگارا ما را برای گروه ستمکاران، فتنه و آزمایش مگردان، و برحمت و مهربانیت ما را از کفار و ایمان نیاورندگان به خدا و رسولش، رهایی بخش.

98-99: چون پیامبر در ایمان آوردن مردم بسیار کوشش داشت و آنها ایمان نمی آوردند، آزرده شد و دلتنگ گردید، خداوند او را تسلیت داده و خرسند می سازد و می فرمایند:" اگر پروردگارت می خواست(از روی اکراه و بزور) همۀ اهل زمین یکجا ایمان می آوردند (لیکن با اینکه بر آن قدرت و توانایی دارد نخواست، زیرا اکراه با تکلیف و فرمان منافات دارد و با درستکاری و حکمت سازگار نیست)، پس تو ای پیامبر مردم را از روی اکراه وا می داری تا ایمان آورند به خدا و رسولش ؟؟؟ " (استفهام انکاری)(منبع: تفسیر فیض الاسلام)

107: اگر خدا زیانی را به تو رساند، جز او آنرا دور کننده نیست، و اگر دربارۀ تو خیر و نیکی بخواهد برای احسان و بخشش او جلوگیری نمی باشد. فضل و احسان خود را به هر که بخواهد میرساند و او آمرزندۀ مهربان است.

سورۀ هود:

من در این 5 آیه حرفی برای گفتن ندارم تا بعد...

پستهای مرتبط: خراب و امین فعلاً


نوشته شده در ساعت 0:37 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء دهم – ثلث :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ انفال:

راهکار به پیامبر برای مواجهه با هر دسته از مردم(دسته ها تو هر آیه مشخص شده).

سورۀ توبه:

سوره وقتی بدون بسم الله و با جملۀ "بیزاری می جویم" شروع بشه، آدم ترس و اضطراب تمام تنش رو فرا میگیره. همینجور آیات رو می خونیم و می ریم جلو، خدا رو می بینیم که با لحن خشمگینش با کفار صحبت می کنه. به پیامبر دستور می ده هر آنچه می تونه سخت و محکم و بی ملایمت باهاشون برخورد کنه و دائم هم از چیزهایی که باعث عصبانیتش شده صحبت می کنه: دروغ می گن، تهمت می زنن، به راه راست هدایت نمی شن با تمام این راهنمایی ها، تفرقه می اندازن، به عهدشون وفا نمی کنن و و و و . تو آیۀ 40 ماجرای قصد جان پیامبر توسط منافقین مطرح می شه و داستان در بستر خوابیدن حضرت علی علیه السلام به جای پیامبر و مخفی شدن پیامبر و ابوبکر در غار ثور و ترس ابوبکر و آرامش پیامبر که از چه می ترسی، بیم نداشته باش!!!!....

همینطور خدا ناراحت ناراحت ناراحت از کارهای کفار و مشرکین و منافقین می گه و تو آیۀ 70 اشاره می کنه به قومهای گذشته ای که مورد عذاب الهی قرار گرفتن و تأکید می کنه که خودشون به خودشون ظلم کردن نه خدا به اونها، و در آیۀ 71-72 هم پاداش مؤمنین و همراهان و  صالحین که جنت است رو با توضیحات خاص خودش بیان می کنه، و در آیۀ 80 خدا به پیامبر می فرماید که برای مشرکین طلب مغفرت کنی یا نکنی، حتی اگر 70 بار هم استغفار کنی، قابل بخشش نیست چون به خدا و پیغمبرش کافر شدند و بعد هم به پیامبر دستور می دن از اونها دوری گزیند، حتی بر سر مزارشون ظاهر نشن و نماز میت هم براشون نخونن...

مطالب مرتب؟ نمی دونم احتمالاْ من خودمم، خراب آباد و اعترافات یک جنایتکار و ؟؟؟ ... اصلاْ متعاقباْ اعلام می شود.


پی نوشت:

ده روز گذشت، یعنی یک سوم. دو سوم مونده و ما هنوز راه داریم برای آمرزش.

برای هم دعا کنیم


نوشته شده در ساعت 8:29 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء نهم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ اعراف:

88-143: از ابتدای جزء با داستان شعیب و قومش آشنا می شویم و بلافاصله بعد از آن داستان موسی و نبردش با فرعون از طریق معجزاتش (عصا و دست نورانی) و بعد هم عبور از نیل و رسیدن به سرزمین بت پرستان و شروع بهانه جویی بنی اسرائیل. سپس در آیۀ 142 به نزول تورات اشاره می شود و در آیۀ 143 موسی از خدا می خواهد که خود را برای او نمایان کند، خدا می گوید به کوه نگاه کن اگر ثابت ماند، تو نیز می توانی من را ببینی، که کوه فروریخت از جلوۀ خدا و موسی از حال رفت و وقتی به هوش آمد گفت: خدایا می دانم تو منزهی، بازگشتم بسوی توست و من اولین مومنین به تو هستم.

148-153: داستان گوسالۀ سامری و عذاب پیروانش را می خوانیم.

157: اشاره به معرفی حضرت محمد صلوات الله علیه، در تورات و انجیل دقیق با نشانه های خود خودش.

160-163: نافرمانی یهود در دو داستان، اول قومی که تأکید می شه روز شنبه به صید ماهی نرن، و این درست روزیه که ماهی ها به روی آب می آمدند بر خلاف روزهای دیگه، که مورد آزمایش قرار گرفتند و رد شدند (قوم سبت)،  دوم داستان قومی که با موسی همراه شدند در بیابان برای رسیدن به سرزمین موعود، که خدا وسایل رفاهیشون رو تمام و کمال آماده کرده بود، ابری بر فراز سرشون که گرمشون نشه، ترانگبین(شهد گیاهی شیرین) از ابر می بارید برای سیراب کردنشون، نوعی مرغ  بریان دائم براشون به عنوان غذا آماده بود، و قرار بود با موسی همراهی کنن، که نکردن و 40 سال در بیابان سرگردون موندن.

سورۀ انفال:

آیات این سوره همگی در زمان جنگ بدر نازل شده. تا انتهای جزء در مورد  شرایط جنگ و عقوبت کفار و نعمتهایی که برای سپاه اسلام می رسد و توصیه های خدا به آنها را شاهد هستیم.

پستهای مرتبط: خراب آباد، اعترافات یک جنایتکار، آقای امین.


پی نوشت:

- الحمد لله رب العالمین آقای سوادی هم مرخصیشون امضاء شد. امروز یه عالمه اتفاق خوب افتاده، خیلی خیلی خیلی خیلی خوشحالم و ممنون خدام که هر چه هم سر به سجده بگذارم کمه. ای خدااااا دوست دارم مهربونم. فقط خودت.

- اینو یادم رفت بگم، صبح با اذان یه بارون قشنگی باریدن گرفت، صداش بوش، عالی بود. عصر هم باز یه نم زد، اما بارون صبح واقعاً زیبا بود.


نوشته شده در ساعت 11:34 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء هشتم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ انعام:

146: چیزهایی که بر قوم یهود حرام شده (اشاره به آیۀ 160 سورۀ نساء- جزء6)

151: دستوارت مؤکد الهی:

1- چیزی را شریک خدا قرار ندهید. 2- به پدر  مادر نیکی کنید. 3- فرزندانتان را از ترس فقر نکشید. 4-معاصی آشکار و پنهان ممنوع. 5- کشتن انسانی دیگر خلاف حق ممنوع. 6- به مال یتیم دست داری ممنوع. 7- عدل و عدالت در خرید و فروش(کم فروشی ممنوع). 8- عدالت در سخن گفتن. 9- به عهدی که با خدا بستید وفا کنید.

152: کسی را به رنج نمی آوریم، مگر به کمتر از توانش.

153: آیۀ فامیلیم. خدا وکیلی چندتاتون فامیلیتون انقدر دقیق و درست تو قرآنه؟ خدا وکیلی.

161: پاداش کار خوب و زشتتون محفوظه، خوب 10 برابر.

سورۀ اعراف:

10: شکایت خدا از ما، چرا شکر نمی کنیم؟؟؟؟ عاجزیم...

11-27: داستان خدا و شیطان و آدم و حوا و بهشت و اخراج.

32: هنگام نماز، زینت و آرایش فراموش نشود.

38-50: روزگار و شرایط و خصوصیات بهشتیان و جهنمیان. (آیۀ 50 شما رو یاد یه جک نمی اندازه؟ و چه تلخ...)

44-53: اعراف گذرگاهیست مرتفع، سخت و صعب العبور میان بهشت و دوزخ، بر آن افرادی قرار دارند که هر یک از اهل بهشت و دوزخ را به سیما و نشانه و قیافه می شناسند، به اهل بهشت سلام و خوش آمد می گویند و اهل دوزخ را سرزنش می کنند، وظیفۀ آنها این است که جا مانده هایی از مردم که هنوز تکلیفشان مشخص نشده، که بهشتی هستند یا جهنمی، (چون آدمهای خوبی بوده اند و گناه هم انجام داده اند و دلشان می خواهد که با بهشتیان باشند و به شدت از وضعیت اهل جهنم متنفرند) را شفاعت می کنند و به بهشت هدایتشان می کنند.این بزرگان که در تفاسیر انبیاء، امامان، صُلحا و شهدای قوم ذکر شده اند. پس در اعراف دو گروه وجود دارند، نخست گروه ضعیفان و بیچارگانی که در جوار رحمت حق هستند و دوم پیشوایان بزرگی که در همه حال یار و یاور ضعیفان هستند.

54: آفرینش زمین در 6 روز (روز می تونه هم روز ترجمه بشه، هم دوره). خلفت تدریجی با وجود اینهمه نظم و ارتباط مستقیم بین تمام اجزای خلقت، قدرت بیشتری رو از خدا طلب می کنه، درحالی که اگر یکجا آفریده می شد، می گفتند که دنیا بر اثر یک اتفاق و تصادفی به وجود آمده، در حالی که چند میلیارد سال طول کشیده.(در صورتی که خداوند قادر به این بود که در یک آن همه اینها را بیافریند).

55-56: شرایط استجابت دعا:

  • با خضوع و زاری و با تمام وجود.
  • در حالت پنهانی و بدور از ریا.
  • از حد و مرز نگذراند.
  • قصد اصلاح داشته باشد نه فساد و تبهکاری.
  • از گناهان خود بترسد و به رحمت خدا امیدوار باشد.
  • دعا کننده فاسد نباشد.

 


نوشته شده در ساعت 0:23 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء هفتم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ مائده:

در آیات 94- 97 با بایدها و نبایدهای احرام مواجه می شیم، و نکته جالب اجازه به صید دریایی در حالت احرام، و حرام دانستن صید بیابانی.

در آیات 110-120 داستان حضرت مسیح علیه السلام و حواریون را می خوانیم، که حواریون برای تقویت ایمان قلبیشان، از مسیح مائدۀ آسمانی طلب می کنند، و خداوند این خواسته را اجابت می کند. در همین بخش انگار خداوند برای اطمینان ما، از حرف دل مسیح جویا می شود که، آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را دو خدای جدا از خدای یگانه بگیرند؟ مسیح نهی می کند و می گوید : خدا را پاک و منزه می شمارم، تو می دانی که نگفته ام و اگر می گفتم می دانستی که بر نهفته ها آگاهی.  

سورۀ انعام:

از اول این سوره، تمام آیات رو تصور می کردم، که پیامبر به درگاه خدا پناه آورده و درد دل می کنه از شرک مردم، از گمراهی مردم، از لجاجت مردم و ... و خدا با مهربون ترین لحنش با او سخن می گه و به نحوی دلداری می ده و می خواد که انقدر خودش رو برای اونها عذاب نده و ... و از اون طرف، مردمی که پیامبر ازشون درد دل داشت رو به عذابهایی وعده می ده و ...

91: چه کسی فرستاد کتاب را بر موسی، که شما آن را بر ورق نوشیتد، و بخشی از آن را آشکار کردید و بسیاری از آن را پنهان نمودید.

95-101: آیاتی در رابطه با عجایب خلقت و شگفتی های آفرینش: بر آمدن میوه و گیاه از دانه، بر آمدن روز از شب و شب از روز،  آفرینش ستاره ها برای رهیابی در دریا و خشکی، بارش باران از ابر آسمان برای آبیاری مزارع و گیاهان، به وجود آمدن میوه از درختها و شکوفه ها که برخی از آنها در مزه و رنگ بی نظیرند، آفرینش از ابتدای زمین، و این آیات را برای کسانی که می فهمند و در میابند بیان کردیم.

105: دو دلیل برای گوناگون بودن آیت به گفتۀ خدا:

·     گوناگون بیان کردم، که کفار به پیامبر نگویند که اینها را از کس دیگری آموخته، وگرنه بایستی به یک روش که آموخته بود، سخن می گفت.

·         گوناگون بیان کردیم، که قرآن را که همین آیات است برای دانشمندان که می فهمند و در میابند بیان کردیم و آشکار سازیم.


پی نوشت:

ü       برای بیمارانی که واسه روزۀ ماه رمضون دلشون ضعف می رفت و حالا مجاز به گرفتنش نیستن مخصوص دعا کنین.

ü       پستهای مرتب همون قبلیا.

 


نوشته شده در ساعت 11:27 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء ششم :.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ نساء:

در آیۀ ۱۵۷-۱۵۸-۱۵۹به مصلوب نشدن و به آسمان رفتن مسیح علیه السلام اشاره می کند و اینکه در آخر الزمان، هنگام ظهور مهدی عجل الله با او ظهور می کند و نمازش را به او اقتدا می کند.(تفسیر نمونه و فیض الاسلام)

در آیه 160 خداوند در جواب ظلم و بیداد قوم یهود، برای اینکه لذتی از خوشی برخی از خوراکی ها نبرند، بسیاری از حلال ها را بر آنها حرام می کند(در آیۀ 146سورۀ انعام به برخی از آنها اشاره شده)

در آیۀ 170 حضرت محمد صلوات الله علیه به مردم به عنوان رسول معرفی شده است و توصیه به مردم برای روی آوردن به او که از جانب خدا فرستاده شده است.

بعد هم در اکثر آیات این جزء( هم نساء هم مائده)، صحبت خدا با اهل کتاب است، که لجاجت نکنید، غلو در دینتان نکنید (به یهود می گوید به مریم و مسیح تهمت نزنید و به نصرانی ها می گوید، مسیح را خدا قلمداد نکنید، و  او را فرزند خدا ندانید و ...).

مائده:

در آیات ابتدایی سورۀ مائده، با احکام ذبح (3 و 4)، وضو و تیمم و شرایطش(6) آشنا می شویم.

در آیات 20-26 داستان موسی و باز هم اذیت و آزار قوم یهود و نفرین موسی و عقوبت 40 سالۀ در بیابان سرگردان بودنشان، و عاقبت پا در سرزمین موعود نگذاشتنشان را، می خوانیم.

در آیات 27-32 هم داستان هابیل و قابیل و کشته شدن هابیل به دست قابیل و اتفاقات بعد و قبل آن را می بینیم.

و در آیۀ 67 دستور خداوند به پیامبر اعظم برای معرفی حضرت علی علیه السلام به عنوان وصی بیان شده، این آیه در زمان حجةالوداع نازل شده و با معرفی حضرت علی دین اسلام کامل شد و رسالت پیامبر به اتمام رسید.


پی نوشت:

- بچه ها روزها طولانی و هوا نیمه گرمه، از افطار تا سحر از لحاظ تغذیه حسابی به خودتون برسید، مخصوصاً نوشیدنی ها. که انشاءالله تا پایان ماه مبارک بدون سختی و مشکلی، عباداتتون رو انجام بدین. التماس دعا.

- پستهای مرتبط: من خودمم، اعترافات یک جنایتکار، خراب آباد، آسمان بدون مرز


نوشته شده در ساعت 11:38 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء پنجم :.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ نساء:

24: مهریه = مزد.

31: دوری از گناهان بزرگ، برای بخشش گناهان کوچک.

32: دوری از بخل و حسد.

33: خداوند (بر ارث) گواه است.

34 و 35: روش صحیح حل مشکلات در خانه.

47: تأکید به پذیرش دین اسلام و عقوبت لجبازان در این راه.

78 و 79: نزدیکی مرگ و چاقوی دولبه.

87: سلام واجب است.

100: اهمیت مهاجرت.

103: یاد خدا در همه حال.

104: پاداش امیدواران.

129: شرط چند زوجی آقایون.

130: طلاق...


پی نوشت:

۱. من نمی تونم توصیه بچه ها رو تو کم نوشتن انجام بدم، یعنی حیفم میاد. بنابر این، تیتری از هر آیه رو صفحۀ اول می نویسم، هر کدوم براتون جالب بود رو در ادامۀ مطلب دنبال کنید.

۲. دیگه لازم به تذکر نیست که هم موضوع این پست مریم و پولاریس و طاها و موحد هم مطلب می نویسند.

یا علی مدد.


ادامه مطلب

نوشته شده در ساعت 3:54 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء چهارم :.

                      

                   هم ربط این پست : مریم با احساس عزیزم، خراب، جنایتکار

***********

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ آل عمران:

ü    96-97: اولین خانه ای که برای عبادت و پرستش خدا بنا شده، خانۀ کعبه است. خداوند این خانه را مایۀ برکت و هدایت برای همۀ جهانیان قرار داده است. این خانه از زمان حضرت آدم ساخته شده است و حضرت ابراهیم آنجا را تجدید بنا کرد و تمام انبیاء و پیروانشان بدور این خانه طواف کرده اند. (چقدر جالبه که تو تمام دعاهای این ماه داریم : الهم الرزقنی حج بیتک الحرام و ...، به اهمیتش توجه کنین که درست زمانهای استجابت دعا تأکید شده خونده بشن.)

ü    103: علاوه بر توصیه به دوری از تفرقه و وحدت کلمه،  انتهای آیه می فرماید : خدا آیاتش رو برای راهنمایی شما بیان می کند که به مقام سعادت هدایت شوید...

ü    119- 120: اسلام پیوند دهندۀ قلبهاست. در دین اسلام توصیه شده که به تمام انبیاء پیشین و پیروانشان احترام بگذارید و به هم مهر بورزید. اما آنها در ظاهر با شما به روی خوش برخورد می کنند و در دل کینه می اندوزند و منتظر ضربه زدن به شما هستند.

ü    137: سیرو فالارض... برید ببینید عاقبت دروغگویان رو. اونهایی که به پیامبران خدا و  پیروانشان را دروغ بستند و وعده های خدا رو تکذیب کردند.

ü    156- 157: بعد از خوندن این دو تا آیه برات سوال پیش میاد، خب حالا با این توصیفات مرگ بهتره یا شهادت؟ حالا تو خونه مردن بهتره یا تو میدون جنگ یا برای خدا؟

ü    164: منت خدا بر اهل ایمان. خدا بر اهل ایمان منت گذاشت که رسولی از میان خودشان بر انگیخت که بر آنان آیات خدا را تلاوت کند و نفوسشان را از هر نقص و آلایش پاک گرداند و به آنها احکام شریعت و حقایق حکمت بیاموزد هر چند از آن پیش گمراهی آنان آشکار بود.

ü    169: البته نپندارید که شهیدان راه خدا مُرده اند. بلکه زنده به حیات ابدی و در نزد خداوندمتنعّم خواهد بود. (باور دارم چون می بینم و می شنوم)

ü       192- 195: همه با ذکر الهی آمین.

خدایا ما را به در آتشت داخل مگردان که هر کس را تو به آتش فرستادی خار و بی آبرو نمودی، و او ظالم است و ظالم هرگز یاوری ندارد.

خدایا پیام پیامبرانت را شنیدیم و به آن ایمان آوردیم پس گناهانمان ببخش و کارهای خلافمان را بپوشان و ما را در زمره نیکان بمیران.

خدایا انچه که به پیامبرانت وعده داده ای نصیب ما هم بفرما و مارا در قیامت محروم نگردان که وعدۀ تو تخلف ناپذیر است.

ü    200: توصیه به صبر در راه دین، که هم خود صبور باشید و هم دیگران را به این کار تشویق کنید و مراقب نیرنگهای دشمن(شیطان یا پیروانش) باشید. تقوی خدا پیشه کنید تا رستگار شوید.

سورۀ نساء :

ü       3: توصیه به رعایت عدالت از کلیۀ جهات، و اینکه اگر نمی تونین عدالت رو برقرار کنین به همون یک زن اکتفا کنین.

ü       5: به گفتۀ خوش آنها (همسرانتان) را خرسند کنید...

ü       8: با یتیمان نیکو سخن بگویید.

ü    11: احکام ارث. تو تفسیر دلایل همه اومده. اینکه چرا زن یک سهم و مرد دو سهم می بره و مابقی افراد... اگه به آخر آیه " خداوند دانا و به مصالح خلق آگاه است" ایمان داشته باشی حله.

ü    16: می فرماید اگر چه زن چه مرد عمل ناشایست مرتکب شدند، آنها را به توبیخ بیازار، و وقتی توبه کردند، دیگر معترض آنها نشو، که خداوند توبۀ خلق می پذیرد و مهربان است.

ü    17: توبه از چه کسانی پذیرفته است؟ از کسانی که عملی را به جهل انجام داده اند و پس از متوجه شدن به نادرستی کارشان توبه کردند و دیگر آن عمل را انجام ندادند. یعنی فقط از روی جهل و به شرط اصلاح عمل.

ü    19: چقدر این آیه تعمق بر انگیزه. اینکه به هر حال با همسرانتان با روی خوش و انصاف برخورد کنید، حتی اگر زن دلپسند شما نیست، حال آنکه شاید آنچه بر شما ناپسند است، به خیر و نفع شما باشد.

ü       23: خیلی جالب بود که تا قبل از جاهلیت ازدواج همزمان با دو خواهر ایرادی نداشت و بعد از آن حرام شد.

 

 


نوشته شده در ساعت 12:59 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: جزء سوم :.

 

به پیشنهاد خراب، و به قول جنایتکار، و اشتیاق خودم، تصمیم گرفتم، من هم گوشه ای از کار رو بگیرم. برنامه اینه که هر روز ماه رمضون، نکات جالب توجه جزء ختم شدۀ اون روز رو به قلم بکشیم و در موردش بحث کنیم و شما هم هر کدوم اگه دوست داشتین آیات و نکات جالب توجه و تعمق رو بنویسین و خلاصه به هم کمک کنیم تا قرآن رو بهتر بخونیم و بفهمیم.

پیشاپیش اعلام میکنم که کلیۀ پستهایی که نوشته خواهد شد، همه با تشکر از مامان و نرجس هست، چون خودم به حد کافی علم بر این ماجرا ندارم.

توکل به خدا

.: جزء 3 :.

بسم الله الرحمن الرحیم

سورۀ بقره :

- عاشق ابراهیم پیامبرم، بخاطر اینکه هر آنچه خدا برش سخت گرفت، سر خم کرد، انقدر که در نهایت هم به نبوت رسید هم امامت، داستان خدای من می کشه وزنده می کنه، که نمرود گفت منم می کشم و زنده می کن، دوتا محکوم به اعدام رو گرفت، یکی رو کشت یکی رو آزاد کرد، ابراهیم گفت خب باشه، خدای من خداییه که خورشید رو از مشرق طلوع می ده تو از مغرب طلوع بده، که نمرود آچ مز می شه و کف بُر و این حرفها.

- بعد هم داستان ایمان قلبی به معاد حضرت ابراهیم، توسط کشتن چهار پرنده که تو تفسیر نمونه هر کدوم به یه صفت بد، که مظهر روحیات متفاوت انسانها هستن، مرتبط شدن. کبوتر به لهو و لعب، خروس به شهوت رانی، طاووس به غرور و خود بزرگ بینی، کلاغ به آرزوهای دور و دراز. همه با هر خلقی در معاد به سوی خدا بر می گرده.

- توصیه و توجه به انفاق هست و مسئلۀ مهم این بحث اینه که انفاق بدون منت باشه با حفظ آبروی، کبر و خود بزرگ بینی و ریا داخلش نباشه.  انفاق ریا کارانه رو به دانه ای روی سنگ تشبیه کرده که هر چقدر هم باران روش بباره سبز نمی شه، بلکه می گنده و بعد هم خشک و بی مصرف باقی می مونه.

- معرفی می کنه که صدقه به چه کسی تعلق می گیره. کسانی توانایی انجام کاری را ندارند، از فرط عفاف چناند که هر کس از حال آنان با خبر نیست و در آخر بیان شده غنی و بی نیازان شما باید این فقر را از سیمایشان متوجه شوید چون اونها از عزت نفسی که دارند چیزی از کسی طلب نمی کنند، یعنی هم اونی که ندار هست باید عزت نفس رو حفظ کنه و هم دارا بدون اینکه کسی و حتی خود طرف متوجه شوند، کمکهای لازم رو انجام بده.( تفاسیر می گن این گروه اصحاب صفه هستند، مهاجرانی که از مکه به مدینه آمده بودند و پیامبر آنها را روی سکویی مقابل مسجدش جا داد)

سورۀ آل عمران:

- آیۀ 29 که به علم خدا اشاره داره مو به تنم راست می کنه، هر آنچه در درل شماست و در آسمان زمین است را آگاهم...

- بعد هم می رسیم به داستان به دنیا اومدن حضرت مریم، و نذر مادرش که اون رو در راه خدا وقف کرد، و وقتی به دنیا اومد و دختر بود، بر خلاف سنت، نظرش رو عمل کرد، و داستان سپرده شدن مریم به زکریا توسط مسابقۀ قلمهای داخل رود که " مال هر کی زودتر برسه به نقطۀ پایان سرپرست مریم می شه " ، که به خواست خدا این وظیفه یه عهدۀ زکریا قرار گرفت.

 - آیۀ 61، آیه ای هست بر حقانیت پنج تن و ائمه دلالت داره ، آیۀ مباهله، که پیامبر با چند نفر از نمایندگان مسیحیان نجرانیان در مورد مقام خدایی حضرت عیسی به مجادله می پردازند، وقتی کار بالا می گیرد دو طرف قرار مباهله (چنین مباهله ای تا آن زمان در بین عرب سابقه نداشت) می گذارند، قرار می شود دو طرف نزدیکترین کسانشان را به همراه بیاورند، سران نجران قرار را برای روز بعد می گذارند و نزد بزرگانشون می رن، اون می گه اگه با سر و صدا و جمعیت زیاد اومدن، بدانید که شما بر حقید و مباهله کنید، اما اگر دیدید با اعضای خانواده اش آمد، از عذاب و خشم خدا بترسید. روز بعد هنگامی که نجرانیان به سر قرار می آیند مشاهده می کنند که پیامبر همراه امام علی(علیه السلام)، حضرت زهرا(سلام الله علیها) و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) می آینند،  نجرانیان با دیدن این صحنه به وحشت افتادند و از مباهله خوداری کردند.

- از آیۀ 64 به بعد، دلم برای خدا می سوزه، که چقدر باید حرص بخوره. هی نصیحت هی نصیحت، هی ترسوند، آخرشم مگه چند نفر جدی گرفت، چند نفر جدی می گیره؟؟؟

-  تو آیۀ 85 هم مسئلۀ اسلام مطرح می شه. که هیچ دینی جز اسلام پذیرفته نیست. چونکه کافران عناد ورزیدند و حق را پنهان کردند( در تمام شریعتهای دیگر نوید آخرین پپیامبر با خصوصیات کامل داده شده بود، و گفته شده بود که در نهایت همه باید از او پیروی کنند و مؤمن به هر دینی به این واقعیت هم ایمان آورده است، اما حالا که با پیامبر مواجه شدند، تمام آنچه را که در کتابهایشان آمده بود، تکذیب کردند، کتمان کردند و به هر طریقی که توانستند با پیامبر و مسلمانان دشمنی کردند)(از آیۀ 64 تا 84 همین مسائل عناد را توضیح می دهد). (از 86 تا آخر جزء هم شیوه های مجازات کافران ذکر شده است)

*

منابع: تفسیر نمونه و المیزان

 

 


نوشته شده در ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: ماه رمضان :.

یه سال دیگه هم گذشت، آخر شعبانیم و هنوز نمی دونم تا فردا هستم و می تونم "ماه رمضان" امسال رو ببینم یا نه، آیا می تونم با "دعای ابوحمزۀ ثمالی" برای یه روز بندگی آماده بشم یا نه، آیا می تونم بیست و نه، سی روز "ربنای افطار" رو بشنوم یا نه و ...

بیاین برا هم دعا کنیم، که روزهامون رو از دست ندیم و یه قدم هم که شده بریم بالاتر از اینی که هستیم. دعا کنیم روز عید، از رمضانمون و از روَند گذروندنش راضی باشیم.

راستی امروز فهمیدم رمضان از ریشۀ رَمَضَ میاد که به بارون اول پاییز اتلاق می شه، که وقتی میاد، همه غبارها رو می شوره و می بره. ای خدا...

همینجور که دارین دعا می کنین، دعا کنین نماز عید امسال رو به امام زمان اقتدا کنیم. دعا کنین غممون تموم بشه و انتظارمون سر بیاد.

از گرمای آغوش خدا لذت ببرید.

رمضان هم مثل دو ماه قبل، حلولش تبریک داره شاید بیشتر حتی. پس:

اسعد الله ایامکم سعیدا


نوشته شده در ساعت 11:21 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: ... بازم :.

  • سبک. راحت. رها.                                                        

 

  • تردید. شک. دودلی. استرس.                                

 

 

  • آقای سوادی امشب حالش خیلی بد بود. خیلی. دلم سوخت. بابا بر عکس این مدت اصلاً حرفی برای گفتن با ما نداشتن. تمام حواسشون به آقای سوادی بود. کلی دعا لطفاً.

                                                      

  • والیبال رو دیدین؟ من تمام بازی ها رو نه، اما خبرها رو دنبال می کردم. کارخانه. کارخانه. کارخانه(با لحن عاطفه عاطفه عاطفۀ خسرو شکیبایی تو خانۀ سبز بخونین). اگه یه ذره غیرت کارخانه رو اون مربی خارجی بی همه چیز برای بازی بزرگسالان داشت و کمتر به فکر قرار دادش بود، حالا... ولش. فعلاً خوشیم با پیروزیهامون. یادآوری شکست چه فایده ای داره، باس درس عبرت باشه فقط. اما پیروزی همیشه یه قنده که با یاد آوریش تو دل آب می شه. 

                                                                     

  • اردیبهشت پارسال یادتونه گفتم کفترها تو پاسیو لونه کردن؟ نه، خیلی هاتون اون موقع نبودین. حالا در همین حد بدونین که یه روز دیدیم بالای پنجره آشپزخونه تو پاسیو، دوتا کفتر دارن لونه می سازن، بعد از اونا 7-8 تا خانوادۀ کفتر دیگه اومدن، براشون لونه ساخیتم ، تخم گذاشتن. جوجه ها خیلی زود از تخم در اومدن، خیلی زود بزرگ شدن، خیلی زود پر در آوردن و پرواز یاد گرفتن (کلاس درس تو پاسیو بود و حالا قشنگ می تونیم بفهمیم کدوما زرنگن و با استعداد کدوما خنگن) و سری بعدی اومدن و ...  

این روزها، چیز تلخی یاد گرفتیم. اینکه اگه یکی از جفتها از بین بره، اونیکی به بچه ها سر نمی زنه و بچه ها دیر یا زود محکومن به مرگ.

مامان رفتن تو پاسیو به گل و گیاها آب بدن، یه صدای جیغ مانندی از زیر گلدونا شنیدن، سرشون رو کردن پایین دیدن یه جوجه کفتره، فکر کردیم عیب نداره از بالا افتاده، می ترسیدیم بهش نزدیک بشیم و کفتره دیگه سراغش نیاد. چند روزی نرفتیم تو پاسیو که اگه کفتره اومد بتونه به جوجه اش برسه. یه روز صبح مامان طبق معمول که میرن بهش سر بزنن میبینن وسط پاسیو ولو شده.

مرده بود. کلی تحقیق کردیم فهمیدیم یکی از والدین که بمیره، اونیکی بزرگ کردن بچه رو تقبل نمی کنه، تو این ماجرا، یکی از این بچه ها مرده بوده و اونیکی خودش رو پرت کرده بود پایین که ما بهش برسیم و ما ...

چند روز پیش بود که مامان گفتن هنوز از فکر جوجه هه در نیومدن ...

                                                        


نوشته شده در ساعت 1:37 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: سه اپیزود زندگی:.

رابطۀ مستقیم کفش و زندگی

" زندگی کردنتم مثل کفش خردینته. کلی وقت می گذاری می خریش، یه بار می پوشی و بعد می ندازیش یه گوشه"

جای بحث نبود. به جایی هم نمی رسید تو اون اوضاع. وقتی وقتش شد با همین مثال مسئله رو باز کردم:

" شما که می گی من زندگیم مثل کفش خریدنمه، تو این موضوع آره همین طوره، می رم بازار کفش، پدر خودم رو در میارم، کلی راه می رم و بلاخره یکی که از لحاظ جنس و ظاهر خوب باشه رو انتخاب می کنم، دو سه قدم هم تو مغازه باهاش بر می دارم و پول می دم میارمش خونه، فرداش می پوشم می رم تو خیابون، صبح و اوایل خوبه، از ظهر که می گذره، انقدر پام باهاش پیچ خورده و له شده و ... که می گم اصلاً لازم نکرده و دیگه یا نمی پوشمش یا کم، این چه ربطی داره به شکل انتخابم، وقتی تو مغازه دو قدم باهاش برداشتم و راحت بودم، وقتی دیدم اطرافش دوخت داره و از لحاظ ظاهر هم قابل قبوله، انتخابش کردم، حالا که رفتم بیرون داره اذیتم می کنه، وقتی بهم آسیب می زنه چرا باید روی پوشیدنش اصرار بورزم؟"

تا آخرین جمله سکوت کامل بود و کلمات رو از دهنم قاپ می زد، وقتی ساکت شدم، آروم شده بود و دیگه از اون چینهای نگرانی پیشونیش خبری نبود.

***

برخوردی متفاوت با موضوعی مشترک

تو تمام این سالهایی که تو این خونه بودیم امسال بیش از همیشه با سوسک مواجه شدیم، حدوداً پنج شیش تا. همه اش هم از لولۀ فاضلاب ظرفشویی زینب میاد پایین. با این مقولۀ به ظاهر ناچیز هر کدوممون یه برخورد نشون می دیم.

- هر وقت تو راه پله، زینب بلند داد بزنه مریم، یعنی بدو که سوسک زندگیم رو برداشت، یعنی یه سوسک مرده یا مست زیر کابینتش پیدا شده. یعنی من باید برم جنازه رو بردارم ببرم یه جایی نابود کنم.

- هر وقت صدای پیسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس و یک جیغ به صورت سینوسی با صدای کلفت و بپر بپر شنیدین، یعنی محمد سوسک دیده، تازه این نهایت شجاعتشه، قدیما فقط جیغ می زد، بعد که یه حشره کش رو رو سر سوسک بدبخت خالی کرد یکی رو صدا می کنه بره بزنه تو سرش و منتقلش کنه جایی که جلو چشمش نباشه و تو روحیه اش تأثیر منفی نگذاره.

- اگه صدای جیغ و بدو بدو شنیدین یعنی نرجس سوسک دیده و باید برسین به دادش وگرنه ... نمی دونم وگرنه چی. اما تا یه هفته بعدش از مسیر عبور سوسکه رد نمی شه، میکروب داره. می گه اینجا سوسکیه.

- اگه صدای " اَاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااه" رو شنیدین باید بدونین من در حضور یه نفر دیگه در حال کشتن سوسک به روش له کردن با دمپایی هستم. وگرنه همه چیز در سکوت پیش می ره.

- اگه صدای تق شنیدین جوری که گوشتون زنگ زد مامان سوسک کشته، جوری که از زنده بودن به کل انصراف داده.

- بابا هم که مثل همیشه مهربون ترین برخورد رو با همه چیز از جمله سوسک داره، البته اگه حوصله داشته باشه و گرنه مثل مامانه، سوسک زنده رو از شاخک می گیره و همینجور که اون داره دست و پا می زنه، بابا به کوچه هدایتش میکنه و یه کاسه آب هم می ریزه پشتش که زود برگرده.

- فاطمه هم فقط به شدت هیجان زده می شه. چشمهاش رو کاملاً باز می کنه و برات با آب و تاب توضیح می ده که چه سوسک بزرگی دیده. همیشه هم مرده هاش نصیبش می شن.

***

خدایا نامه

وقتی برای رسیدن به چیزی که همیشه در دسترست بوده و پیشت بوده و کنارت بوده، از هفت خان رستم و نبرد هزارتا اژدها زیر برف و بارون و آفتاب و سایه رد بشی، وقتی بهش رسیدی، برات عزیزترینه و دیگه حاضر نیسیتی به هیچ قیمتی از دست بدیش.

خدایا حفظش کن برام. شایدم بهتر باشه بگم برامون. سالم سلامت و همینجور با انرژی. خودم قربونت می رم. (از آقای سلامی یاد گرفتم. می رم نه برم. یعنی از حالا تا هزار سال دیگه)


نوشته شده در ساعت 11:35 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: نمی دونم :.

تمام مشکل می دونی چیه؟

اینکه هیچ کدوم از چیزهایی که برای شما جالبه نه تنها برام مهم نیست بلکه برام بی مزه اس و مسخره و حتی حال به همزن و مشمئز کننده و ...

بل نگیر! افسرده نیستم. مسموم هم نشدم. در سلامت عقلی هم به سر می برم. فقط  به شدت حالت تهوع دارم.

کاش همه چیز همه چیز همه چیز..............................................

دلم می خواست حالم خیلی خوب بود. اما خیلی خوب نیست. تنها چیزی که امیدوارم می کنه ماه رمضونه و شاید هم نمایشگاه قرآن و غرفه سیما اینها. البته اگه جور بشه و چوب لای چرخشون نکنن.

آآآآآآآآه.


پی نوشت:

اول : با شما نبودم.

دوم :من بر خلاف پسرها و دخترهای دیگه اصلاً جمع نمی بندم. اما از خیلی از پسرهای حال حاضر متنفرم. انقدر متنفر که دلم می خواد اگه امکان داشت دنیا رو از وجودشون پاک می کردم. عالیه نه؟ (این هیچ ربطی به پست نداره)


نوشته شده در ساعت 0:26 قبل از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

.: پایان شب سیه :.

تبریک. تبریک. تبریک.

اصلاً به اینکه چه گذشت و تا حالا چی شد، تو این پست کاری نداریم. اما امروز.

با حضور چندتا تکواندو کار تو خانواده و دوستان، تعصبمون رو این رشته زیاد بود، حالا اینکه فقط هادی مونده باشه و همه امید به اون باشه و همه چشمها به اون باشه و آخرین نفر باشه و هزار یه چیز دیگه باعث شد امروز تمام کار و زندگی رو گذاشته بودیم و نشسته بودیم سر شبکه سه که خدایا چی می شه؟

من نمی دونم، اما امکان می دم که تمام خونه ها و همه ایرانی ها همین حس و حال رو داشتن.

به حس و انرژی ای که مردم براش می فرستادن، به استرس و فشاری که روش بود، به خواسته اش و خواسته هامون که فکر می کردم قاط می زدم، چه مرد آهنینی بود این مرد. ماشا الله چه توانی.

حرف آخر اینکه، غیرت واقعی ایرانی غیرتی بود که هادی از خودش نشون داد. بعدش هم انقدر مرد بود که بعد از پیروزی درخواست فاتحه برای پدر و برادراش، یادش نره. از احترام به پرچم چینیه هم خیلی خوشم اومد، و همراهی بعد از مسابقۀ ایتالیائیه با هادی. اینها همه درس زندگیه ها. یاد بگیریم.

باز هم تبریک.

                                 

                 

                           

                        

                                        

                                                   آخرین آمار مدالها!!!


پی نوشت:

  1. چندتاتون مستند "راند سوم" رو دیدین؟ کاش کاش صد بار دیگه پخشش کنن. کلی درس داشت برای ورزشکارا و حتی برای ماها.
  2. دلم برای سارا خوش جمال فکری خیلی سوخت. واقعاً لایق بود. فکرشم نمی کردم.

 


نوشته شده در ساعت 11:50 بعد از ظهر توسط مریم
لینک ثابت |

درباره وبلاگ

فهرست

موضوعات

پيوندها

آرشيو

جستجو

  • جستجوي پيشرفته در كل مطالب و آرشيو وبلاگ

اطلاعات

  • RSS
  • POWERED BY
    BLOGFA.COM

مترجم

قالب وبلاگ