آبی بی انتها
حرفهای کاملاً عمومی

.: Surprise :.

 

به نام خدا

شخصاً از سورپرایز کردن اطرافیانم به مناسبتهای مختلف بی نهایت لذت می برم. به این وسیله دوست دارم عشقم رو به تک تکشون ابراز کنم.

بین خودم و همسر مناسبتهای بیشتری وجود داره تا براشون جشن بگیرم و ایدۀ جشن گرفتنهای ساده با دلایل خاص، زمان دانشجویی به ذهنم رسید، تو شهر کتاب آمل. جایی که کارتهای تبریک بسیار شیک با مناسبتهای با شکوه و خاص رو دیدم. مثل:

دیدن یه روز دیگه

یا

لبخند آفتاب

یا

بارش بارون

سورپرایز کردن در زمان جشن تولد که "باید" بزرگتر از بقیه جشنها برگزار بشه، اگر گروهی داره اتفاق می افته، بسیار خلاقیت نیاز داره. باید از تکنیکهایی استفاده کنی که در تولد بقیۀ افراد گروه انجام نداده باشی و هیچ وقت هم انجام ندی و از یک قاعدۀ خاص پیروی نکنی و متنوع باشی.


پی نوشت:

و به این نحو سورپرایز شدن، کار سختی می شه...

 

 


نوشته شده در ساعت 8:21 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: آفتاب و آب :.

 

به نام خدا

رقص نور آفتاب و آب.

ورجه وورجه عین ماهی.

بازی و خوشــحالی کودکانه.

 

 

:)

 


نوشته شده در ساعت 2:3 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: Trident :.

 

به نام خدا

هنوز وقت نکردم سفرنامه بوشهر رو ادامه بدم که برسم به عسلویه و اتفاق مهمش رو بنویسم. اما چند روز پیش که با همسر به خرید رفته بودیم، تو یکی از سوپرهای محله مون، دیدن این محصول مجابم کرد که اطلاع رسانی کنم.

حتماً وقتی سوار مترو می شید، با بسته های خوشگل و جذاب "آدامس تریدنت" مواجه شدید..

 

 

این آدامس دو نوع بسته بندی داره، یک نوع روسی هست که تو مترو می فروشن و خیلی دیده شده که تاریخ مصرفش گذشته، یکی نوع هم بسته اش کمی متفاوته و آمریکائیه و همین عنوان رو داره.

به مواد اولیه بسته بندی نوع متفاوتش که نگاه بیندازید، نکتۀ جالبی وجود داره با عنوان : Suger Alcohol که 1gr هست. و این یعنی نجسی در آدامس. و همونطور که می دونید یک هزارl گرم هم در محصولی الکل وجود داشته باشه، از دیدگاه مذهب ما رد هست و نجس و حرام.

حالا ربطش به عسلویه چی بود؟ ما تو بازار عسلویه می گشتیم و تو یکی از مغازه های خوراکی فروشی ِ خارجیش، آدامس اوکالیپتوس تریدنت که تو تهران ندیده بودم رو دیدم و خریدم.

وقتی رسیدیم خونه، با نهایت تعجب و خداخواهی، من که هیچ وقت برام مواد تشکیل دهنده هیچ محصولی مهم نبود، مواد اولیه اش رو خوندم و با دیدن این "شکر الکلی"، کلی حالم گرفته شد و این آدامس به عنوان یه یادگاری تلخ، تو کمدم باقی موند.

خیلی ناراحتم که وقتی عسلویه بودیم، به فروشنده این رو نگفتم، و این بار که تو یه مغازه تو شهر خودمون دیدم با کلی دل دل کردن، به فروشنده اعلام کردم که :

"از حالا که می دونی،  اگر معتقدی که نفروش، چون پول حلال و طیب تو جیبت نمی ره،

اگر معتقد نیستی، که به افرادی مثل من بگو که این آدامس مناسب حالشون نیست."

لازم دونستم اینجا هم برای کسایی مثل خودم که این مسائل براشون مهمه این رو مطرح کنم.

اصلاً چه کاریه محصولات خوراکی خارجی بخریم؟؟؟؟ یا اگر می خریم به این چیزهاش توجه کنیم.

 


نوشته شده در ساعت 2:3 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: Zip Kip :.

به نام خدا

معرفی می کنم، یکی از بهترین یاران من در آشپزخانه و خانه داری:

 

 

در زندگی من، که کمتر خونه هستم و هر چیزی که میخرم و داخل یخچال می گذارم باید بیش از یک هفته تازه بمونه، آشنا شدن با این محصول مثل یک معجزه بود.

به طرز غیر قابل تصوری سبزیجات و میوه داخلش تازه می مونه. با بسته شدن دربش، هوا داخل کیسه نمی شه و سبزیجات ِلطیف مثل سبزی خوردن که تو هر شکلی بیش از دو سه روز تر و تازه نمی مونه، حتی تا ده روز هم تازۀ تازه مونده.

رنگ بندی بسته هاش معرف سایز و تعداد متفاوتش هست. سایزهای کوچیکتر تعداد بیشتری دارن و برعکس. اما قیمت همگی با هم یکی هستن.

خلاصه توصیه می شود. :)

 

 


نوشته شده در ساعت 1:39 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: :) :.

 

به نام خدا

خیلی جالبه که هیچ حرف خاصی برای اینجا ندارم.

 


نوشته شده در ساعت 10:24 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: حس خوب :.

 

به نام خدا

کِی فکر می کردم، که وقتی ایمیلم رو بعد کلی وقت باز می کنم و می بینم توش هیچ خبری نیست، احساس خوبی داشته باشم؟ صرفاً چون "منتظر" نیستم.

 

 


نوشته شده در ساعت 1:7 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: اصطلاح :.

 

به نام خدا

 

تنم می خاره


نوشته شده در ساعت 11:54 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: قلبم ... :.

 

به نام خدا

نا آرومم. همینجور هی اتفاقات ناگوار و خبرهای بد میان و می رن و هنوز دردشون نرفته یکی دیگه.

امروز هم که هنوز تلخی غزه به جانمون هست، حسین معدنی هم به رحمت خدا رفت...

نمی دونم چی بگم...

 

 

 

 

 

 

 

 


نوشته شده در ساعت 10:53 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: پارک :.

 

به نام خدا

فکر کن!

همچین صحنه ای حالا برای ما مرثیه شده...

 

خبر


نوشته شده در ساعت 2:35 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: عید فطر مبارک :.

 

به نام خدا

عید فطر، یعنی یک سال از دوتایی شدنمون گذشته.

اولین سال. فک کن... یک ســــــــــــــــــــــــال.

چه زود.


نوشته شده در ساعت 6:32 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: الهم غَشِّنی ... :.

 

به نام خدا

چند روز پیش یه بنده خدایی داشت از نشانه های نظم در یکی از کشورهای مسلمان اینطور می گفت که:

از دو هفته پیش برنامه عید فطرشون روشنه و مردم رو ویلون و سرگردون نکردن.

راست گفتن "دوشنبه عیده " و ملت رو راحت کردن.

خیلی هم ادعای فضل داشت. بعد اگه فقط یک بار یک گذر سرسری به یکی از کلاسها یا کارگاهها یا همایشهای روئت هلال داشت می فهمید چی به چی و کی به کیه...

بماند...

امروز روز بیست و نهم ماه رمضان هست. و با توجه به همون روئیت هلال و ... فردا آخرین روز ماه رمضان هست. همش یک روز مونده. و من که به فیلم اولین افطاری با هم بودنمون نگاه می کنم، باورم نمیشه این زود گذشتن. و خجالت زدم از بهره نبردن کافی از این ماه ... هر بار هم که می گفتم انشاءالله سال دیگه جبران می کنم، به خودم نهیب می زدم که از کجا معلوم باشی...

همین.

 

 


نوشته شده در ساعت 5:0 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: روز قدس 93 :.

 

به نام خدا

به لطف خدا، یک راهپیمایی عالی.

از مسیر جدید و بهتر تر از قبل.

با هوای گرم اما قابل تحمل.

به همراه ِ همراه ِ مطلوب.

و همراهان مطلوب.

 


نوشته شده در ساعت 5:43 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: شب قدر اول :.

 

به نام خدا

جمعیت موج زننده و ترافیک دیشب دم سحر، دل آدم رو شاد می کنه و شاکر می شه از زندگی کردن کنار این آدمها تو این آب و خاک. یه حس عشق شدید.

الحمدلله رب العالمین.

 

 

 


نوشته شده در ساعت 5:3 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: ایران 3> :.

 

به نام خدا

تمام سالن می گفتن "ایران".

حالا هر پرچمی هم که دستشون بود، رفته بودن برای حمایت تیم "ایران" و موفق هم عمل کردن.

این چیزی بود که دوستش داشتم.

 

 


نوشته شده در ساعت 4:58 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: ... و شایِعَت و بایِعَت و تابِعَت ... :.

 

به نام خدا

 

دارم خودمو برای یک روز قدس پر از فریاد آماده می کنم

 

ببینید

 

 

 

 


نوشته شده در ساعت 4:33 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: ا.ش.ک :.

 

به نام خدا

از بازی فینال بگذریم، تو این جام جهانی مجموع زمانی که سر تلویزیون نشسته باشم و فوتبال دیده باشم، مجموعاً شاید 90 دقیقه هم نبوده. بیشتر هم زمانش، بعد از سوت پایانی بوده و مراسم عزاداری شکست یا حذف یه کشور.

تو دیدارهای فامیلی این روزها، که الحمدلله به برکت ماه رمضان زیاد اتفاق می افته، سر بحث فوتبال، طرفدار تیمی بودم که دیشبش باخته بوده، و علتم هم دل سوزیم برای اشکهای سوزان بازیکنان و طرفدارانشون که از ته ته ته نهادشون جاری بود، هست. حتی به جرئت می تونم بگم برای چند کشور من هم پای تلویزیون پا به پاشون گریستم.

اینها همه در حالی هست که نه خونی این وسط بوده و نه جونی داده شده. یه اشک همدردی بوده برای موفق نشدنشون.

و حالا غزه...

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل...

 

 

ادامه مطلب

 


ادامه مطلب

نوشته شده در ساعت 2:49 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: 1 :.

به نام خدا


نوشته شده در ساعت 4:30 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: :) :.

 

به نام خدا

آدمهای ضعیف، ضعیفند دیگر، چه می شود کرد.

دنیا جای آدمهای ضعیف هم هست.

:)

 

 


نوشته شده در ساعت 11:59 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: افطار :.

 

به نام خدا

از خانم خونه بودن در ماه رمضان دارم حسابی لذت می برم.

لذت سحری و افطاری درست کردن و آماده کردن و پهن کردن و جمع کردن و شستن و جابه جا کردن.

بدون هیچ اجباری که بعضی خانمها در این مواقع احساس می کنن.

با یک عالمه عشق به این کار.

 

 


 

پی نوشت:

من هر روز مهمانی برای افطاری دارم، که از خوبان است. الحمدلله.

 


نوشته شده در ساعت 8:29 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: انتظار :.

 

به نام خدا

تا "منتظر" نباشی، معنی "انتظار" رو نمی فهمی...

 

 

الهم عجل لولیک الفرج

 


نوشته شده در ساعت 2:51 قبل از ظهر
لينک ثابت |

درباره وبلاگ

  • اگر با آمدن ” آفتاب“، از ” خواب” بیدار شوی … دیگر نمازت ”قضا“ست …

فهرست

موضوعات

برچسب‌ها

پيوندها

آرشيو

جستجو

  • جستجوي پيشرفته در كل مطالب و آرشيو وبلاگ

اطلاعات

مترجم

قالب وبلاگ