آبی بی انتها
حرفهای کاملاً عمومی

.: واژگونی :.

 

به نام خدا

رنگ سرخ کف اتوبان و جمعیت متراکم اطراف نیسان واژگون شده، برای مواجهه با صحنۀ دلخراش آماده شون کرد.

به نیسان نزدیک شدن تا کارهای ایمنی رو انجام بدن و مصدوم رو از ماشین بیرون بکشن. متوجه مرد غمگین کنار نیسان شدن که به بار "رنگِ قرمز" واژگون شده اش خیره شده بود.

تازه لبخند به لبشون اومد و کار رو با آرامش بیشتری انجام دادن.

خداروشکر سانحه، مصدومی نداشت.

 


نوشته شده در ساعت 10:56 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: جمعه های خوشمزه :.

 

به نام خدا

جمعه تو خونه ما، مثل جمعه تو خونه بقیه نیست. چون تعداد تعطیلی و روزهای تعطیلمون متفاوته و خیلی پیش میاد که جمعه همسر سر کار باشه. و من، ازون آدمهایی هستم که جمعه برام خیلی مهمه. که همه چیز رنگ بوی "جمعه" بودن داشته باشه.

آمل که بودم، تو این روز تمیزکاریهام رو انجام می دادم و غذاهای خوب می پختم و مهمونی می رفتم. نمی گذاشتم با روزهای دیگه ام یکی بشه. حالا هم، با وجود توضیحاتم، سعی می کنم "جمعه" یه روز خاص باشه برای کارهای خاص.

غذاهای خاص جزو اولین گزینه هاشه.

بچه که بودیم و سرما می خوردم، تحت هیچ شرایطی فرنی دوست نداشتم. هنوز هم از مزه اش خوشم نمیاد. یه ته مزۀ تلخ داره. مامان بزرگم به مامانم یه چیز دیگه جایگزین یاد داده بودن که بی نهایت اون رو می پسندیدم و هنوز هم عاشقشم(برای گلو درد عالیه. مقوی هم هست). بعد از مامانم خودمم یادش گرفتم و تو طعمهای مختلف درستش کردم و این خوراکی یکی از چیزهایی هست که همسر هم بی نهایت می پسنده و برای همین، صبح های جمعه مون اگه اون رو داشته باشیم کلی خوشحال تره.

ما بچه که بودیم بهش می گفتیم "حلوا نشاسته". آملیها بهش می گفتن"مُشکُفی" و سر کار رئیسمون تو بسته بندی تهیه اش می کرد و تو دفتر می پخت و احساس آشپز بودن بهش دست می داد که اسمش "پودینگ" بود.

می دونین که، خیلی سریع پخته می شه. مواد کمی می خواد و مقوی و خوششششش مزه است.

برای هر نفر:

1.5 قاشق نشاسته.

2 قاشق شکر.

1 لیوان شیر.

یه ذره کره.

این مواد پایه ش هست.

 

1- نشاسته رو تو آب سرد یه نیم ساعت قبل از پخت می خیسونین و وقتی ته نشین شد یه بار آبش رو عوض می کنین.(هر چه بیشتر توی آب باشه و بیشتر ابش عوض بشه، شفاف تر می شه)

2- نشاسته خیس خورده که آب نداره رو با شیر و شکر و کره میگذارید روی حرارت و مداوم هم می زنین.

3- یک ربع، حداقل ِاین کار هست. اگر ولش کنین به امون خدا، هم ممکنه سر بره. هم ته بگیره. هم تو مراحل اول گوله گوله بشه. یواش یواش غلیظ می شه.

4- به این مرحله که رسید باید یکمی بچشید. شیرینی و خامی نشاسته ش رو باید بسنجید. اگر مزه خامی بده باز می گذارید با حرارت کم بجوشه و همچنان هم می زنین.

5- نکات مهمی تو این بخش وجود داره، چون جنس نشاسته ها متفاوته.

* اگر خیلی رقیق بود، بیشتر باید بگذارید بجوشه. از اضافه کردن نشاستۀ آب کرده بیشتر، خودداری کنین که گوله گوله می شه.

* اگر غلیظ بود طوری که سخت، هم می خورد، می تونین کم کم شیر بهش اضافه کنین.

گفتم این فقط به خاطر متفاوت بودن جنس نشاسته ها ممکنه اتفاق بیفته.

(تا اینجا برای بخش درمان سرماخوردگی و گلو درد کاربرد دارد)

6- وقتی خوب پخت و دیگه مزه خامی نمی داد نوبت طعم دار شدنشه. هر چیزی که فکرش رو بکنین می تونین داخلش بریزید.

از زعفران آب کرده و گلاب بگیر تا پودر کاکائو یا نسکافه در آب حل شدۀ غلیظ. تا شکلات تخته ای با طعم های مختلف(نعناع، آلبالو، ...)

حتی می تونین میوه های میکس شده اضافه کنین. مثل آلبالو. موز. تمشک. زرشک و ...

مغزهای مختلف هم می تونین بهش اضافه کنین. اگر پوست دار هستن مثل گردو، زیاد نباید بمونن و زود باید بکشیدش داخل ظرف، چون کدر می شه.

پودرها هم خوشمزه اش می کنه. پودر نارگیل. پودر پسته و ...

* اگر زودتر از این مرحله، طعم دهنده ها و خوش بو کننده ها رو بهش اضافه کنین، یا عطرش از بین می ره، یا ته می گیره و مجبورید خام خام بکشید و بخورید که خیلی بد می شه.

7- وقتی پخت تموم شد و داخل کاسه کشیدید، بهتره بگذارید خنک بشه بعد نوش جان کنید. طعم داغ، ولرم و سردش کاملاً با هم متفاوته. وقتی کامل سرد بشه، می شه حتی از ظرف جدا کنین و برش گردوند.

خلاصه با مواد ساده و خلاقیت ِطعمی می تونین یه عااااااالمه لیست صبحانه تون رو پر و پیمون کنین.

می دونم درستش کردید و بلدید. اگر هم بلد نبودید درست کنین حالش رو ببرید و مارو دعا کنین.

 

 


 

پی نوشت:

من خودم از دستور آشپزی هایی که تصویر نداره خیلی بدم میاد. ولی خب شما ببخشید دیگه.


نوشته شده در ساعت 12:24 بعد از ظهر
لينک ثابت |

.: خدای حالهای خوب :.

 

به نام خدا

دوستت دارم خدا برای ساعت 3:45 دقیقه امروز که با صدای بارون تند که به شیشه اتاق می خورد بیدارم کردی و با رعد و برق بعدش دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردی.

دوستت دارم خدا برای هوای لطیف صبح که وقتی نفس می کشیدی جونت تازه می شد.

و بادی که دوست داری خودت رو بهش بسپاری و رها بشی از هر سختی و بدی و شاااااااد باشی.

دوستت دارم خدا و ممنونتم شدید.

 


نوشته شده در ساعت 11:59 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: بی "تربیت" :.

 

به نام خدا

هر روز صبحی که ساعت 4 اتوبان هستیم توی طول مسیر چندین بار تلی از خاک کامیونی های نامرد رو می بینیم که جک رو زدن و وسط اتوبان خالی کردن و در رفتن.

همیشه قیافه اون فرد وقتی داشته این کارو انجام می داده تصور می کنم. و فکرهایی که از ذهنش عبور کرده. و ذات خرابش. و پدر و مادرش. و تربیتی که نداره. به عاقبتش فکر می کنم. و به آینده اش. و به زندگی حال حاضر خودش و خانوده ش.

همه اون فکرها به سمت منفی بی نهایت پیش می ره وقتی رفتگرهای بنده خدا رو در حال جارو کردن می بینم که چند لایه کاور پوشیدن و دور صورتشون رو پوشوندن تا تو سرمای دم صبح نسوزن. و چند پلیس و آدم دیگه هم درگیر همین بی تربیتی یک راننده کامیونن.

 

 


پی نوشت:

و تصور دیگه ام ازش، یک بچۀ سه چهارساله هست، که نتونسته دستشوئیش رو تا دستشویی نگه داره.

 


نوشته شده در ساعت 11:13 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: مشکلات عظیم زندگی :.

 

به نام خدا

 D:

***

آبگوشت و باقالی قاتق، اونطوری که تو دستورش نوشته، و اون طوری که می خوری و غُر می زنی و گیر می دی و ایراد می گیری، هم راحت نیست. چرا شما می گفتید راحته؟

در نهایت بد نشد، ولی خوشگل نه. و اگر مزۀ لیمو عمانی نمی داد بهتر می شد. و اگر آب ِگوشتش براق و شفاف بود هم که به نهایت کِیف می رسیدم.

بعله. سه تا لم در آبگوشت توسط جاری جانم، دستم اومد.

1- وقتی که نخود و لوبیام پخته، اول بگذارم گوشتها بپزن، اونها که پختن، بعد بقیه چیزها رو اضافه کنم.(من با گوشت حبوباتم که بخته بود رو ریخته بودم، لعاب دو چندان داده بود، آب ِگوشت رقیق، روغن رو، و خوشگل نشده بود.)

2- اصلاً از این به بعد استفاده ابزاری و غیر ابزاری از لیمو عمانی ِدرسته رو تو خونه مون ممنوع اعلام می کنم. باید پودر بشه و یکمی از پودرش داخل خورشت بریزم. (هسته هاش رو هم گرفتم ولی باز تلخ بود. اه اه اه. این دومین بارشه که غذام رو خراب می کنه.) الکی گندۀ، بی مزۀ، لوس ِ تلخ.

3- برای گوشت کوبیده، اگر حتی یه قطره آب نداشته باشه، خیلــــــــــــــــــی بهتر می شه.

***

یه روزم که پیش اکرم خانم بودم، همین باقالی قاتق رو پخته بودن و انقدر خوشمزه شد چیزی نموند برای همسر که تا حالا نخورده بود بیارم. دستورش رو گرفتم که درست کنم. و یه جوری دستور رو گفتن که انگار آب خوردن رو برداری و نوش جان کنی. ولی لم داشت. زیاد.

1- لم اولش پوست کندن باقالیش بود. باید دو روز می موند تا راحت با تکون دادن ظرف حتی، از باقالی جدا بشه.(زیر دستتون وقت شستن باقالی یه لگن بگذارید که آبهای باقالی رو توش بریزید و باهاش گلهاتون رو آب بدید، بد نی)

2- برای دو نفر یه دونه تخم مرغ کافی بود. از کسیکه تخم مرغ توی غذا دوست نداره هم نترسید، بگذارید ببینه تخم مرغه پنیر نیست! الکی همش نزنین.

3- بی آبش به مراتب خوشمزه تر از آب دارش هست.

 

حالا خانمهای آشپز همه فن حریف به من بگید که چرا باقالی های باقالی قاتق من، یه جورایی انگار پوره می شد زیر زبون؟ مال اکرم خانم مثل باقالی توی باقالی پلو بود توی دهن.

 


 

پی نوشت:

در نهایت اینکه، آبگوشتی که سر کار اون همکارمون درست می کرد خیلی خوشمزه بود. خیلی. ما رو به کل آبگوشت خور کرده بود. رب و گوجه نمی زد، و یه دنبۀ گنده می انداخت داخلش، آخر کار دنبه رو با نعناع می کوبید و دوباره داخل قابلمه می ریخت یه جوش بزنه. اینو به مامانمم یاد دادم آبگوشت های مامانمم خوردنی شد. ولی آبگوشت من با اینکه هر سه مهمانم، جداً و به دور از شوخی دوست داشتن، برای من مطلوب نبود. :(


نوشته شده در ساعت 10:45 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: ماه :.

 

به نام خدا

 

 

 

 


نوشته شده در ساعت 1:31 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: داره تموم می شه؟ :.

 

به نام خدا

 

به قول شیرازیها:

"ماهی داره به دمش می رسه"

امروز که خاطراتم رو می خوندم، پیش خودم گفتم:

"گذشت ها! واقعاً گذشت..."

 

 

 

 


 

پی نوشت:

و منتظر یسر بعد از عسر می مونم که دست یافتنیست و اعتقاد دارم.


نوشته شده در ساعت 1:8 قبل از ظهر
لينک ثابت |

.: زیبا :.

 

به نام خدا

 

 

 

مگر می شود زندگی ما را بهم ریخته آفریده باشد، خالق دانه های انار؟!

 

 

 

 

 


نوشته شده در ساعت 10:42 قبل از ظهر
لينک ثابت |

درباره وبلاگ

  • اگر با آمدن ” آفتاب“، از ” خواب” بیدار شوی … دیگر نمازت ”قضا“ست …

فهرست

موضوعات

برچسب‌ها

پيوندها

آرشيو

جستجو

  • جستجوي پيشرفته در كل مطالب و آرشيو وبلاگ

اطلاعات

مترجم

قالب وبلاگ